گنجور

شمارهٔ ۲۱۰

صبحدم دل را مقیم خلوت جان یافتم
از نسیم صبح بوی زلف جانان یافتم
چون بمهمانخانه ی قدسم سماع انس بود
آسمان را سبزه ئی بر گوشه ی خوان یافتم
باغ جنت را که طوبی زو گیاهی بیش نیست
شاخ برگی بر کنار طاق ایوان یافتم
عقل کافی را که لوح کاف و نون محفوظ اوست
در مقام بیخودی طفل دبستان یافتم
خضر خضراپوش علوی چون دلیل آمد مرا
خویشتن را بر کنار آب حیوان یافتم
طائر جان کو تذور بوستان کبریاست
در ریاض وحدتش مرغ خوش الحان یافتم
چون درین مقصوره ی پیروزه گشتم معتکف
قطب را در کنج خلوت سُبحه گردان یافتم
در بیابانی کزو وادی ایمن منزلیست
روح را هارون راه پور عمران یافتم
بسکه خواندم لا تَذر بر خویش و گشتم نوحه گر
خویشتن را نوح و آب دیده طوفان یافتم
گر بگویم روشنت دانم که تکفیرم کنی
کاندرین ره کافری را عین ایمان یافتم
چشم خواجو را که در بحرین بودی جوهری
در فروش رسته ی بازار عمان یافتم

اطلاعات

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
قالب شعری: غزل/قصیده/قطعه
منبع اولیه: ویکی‌درج

* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی می‌توانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

برگردان به زبان ساده

صبحدم دل را مقیم خلوت جان یافتم
از نسیم صبح بوی زلف جانان یافتم
هوش مصنوعی: در صبحگاه دل را در مکانی آرام و خلوت پیدا کردم و از نسیم صبح عطر و بوی موهای محبوب را استشمام کردم.
چون بمهمانخانه ی قدسم سماع انس بود
آسمان را سبزه ئی بر گوشه ی خوان یافتم
هوش مصنوعی: وقتی به مهمانخانه ی سرزمین قدس رفتم، صدای دلنشینی به گوشم رسید و در گوشه ی سفره، سبزه ای پیدا کردم که آسمان را به یاد می آورد.
باغ جنت را که طوبی زو گیاهی بیش نیست
شاخ برگی بر کنار طاق ایوان یافتم
هوش مصنوعی: بهشت را دیدم که در آن درخت طوبی وجود ندارد و تنها شاخه‌ای با چند برگ در کنار طاق ایوان پیدا کردم.
عقل کافی را که لوح کاف و نون محفوظ اوست
در مقام بیخودی طفل دبستان یافتم
هوش مصنوعی: من در حالتی از بی‌خودی، عقل کافی را که مانند لوحی مقدس از دانایی و خرد است، یافته‌ام. این مقام شبیه به دوران ابتدایی و بی‌دردسر یک کودک دبستانی است.
خضر خضراپوش علوی چون دلیل آمد مرا
خویشتن را بر کنار آب حیوان یافتم
هوش مصنوعی: خضر، پیامبر سبزپوش از نسل علی (علیه‌السلام)، به عنوان راهنما پیش من آمد. من خود را کنار آب زندگی یافتم.
طائر جان کو تذور بوستان کبریاست
در ریاض وحدتش مرغ خوش الحان یافتم
هوش مصنوعی: پرنده روح من که در باغ کبریا می‌چرخد، در گلزار وحدتش پرنده خوش‌خوانی را یافتم.
چون درین مقصوره ی پیروزه گشتم معتکف
قطب را در کنج خلوت سُبحه گردان یافتم
هوش مصنوعی: وقتی در این مکان خاص و پرنور قرار گرفتم، متوجه شدم که در گوشه‌ای از خلوت، مشغول نیایش و یادآوری قطب هستم.
در بیابانی کزو وادی ایمن منزلیست
روح را هارون راه پور عمران یافتم
هوش مصنوعی: در بیابانی که در آن منطقه‌ای امن و آرام وجود دارد، من روح هارون، پسر عمران را یافتم.
بسکه خواندم لا تَذر بر خویش و گشتم نوحه گر
خویشتن را نوح و آب دیده طوفان یافتم
هوش مصنوعی: به خاطر اینکه خیلی از این شعر را می‌خواندم، به حال خودم دچار غم و اندوه شدم و همانند نوحه‌گری شدم که در سوگ خود می‌نالد و در درونم مانند طوفانی از اشک ویرانی را حس کردم.
گر بگویم روشنت دانم که تکفیرم کنی
کاندرین ره کافری را عین ایمان یافتم
هوش مصنوعی: اگر بگویم که تو را می‌شناسم، می‌دانم که مرا تکفیر خواهی کرد، زیرا در این راه، کفر را به حقیقت ایمان تبدیل کرده‌ام.
چشم خواجو را که در بحرین بودی جوهری
در فروش رسته ی بازار عمان یافتم
هوش مصنوعی: چشمی که خواجو داشت، در بحرین بود و من یک گوهر را در بازار عمان پیدا کردم که در حال فروش بود.