شمارهٔ ۲۰۹
نشان دل بی نشان از که جویم
حدیث تن ناتوان با که گویم
گر از کوی او روی رفتن ندارم
مگیرید عیبم که در بند اویم
برویم فرو می چکد اشک خونین
ز خون جگر تا چه آید برویم
رخ از زانک شستم بخوناب دیده
غبار سر کویت از رخ نشویم
وفای تو ورزم بهر جا که باشم
دعای تو گویم بهر جا که پویم
خیال تو بینم اگر غنچه چینم
نسیم تو یابم اگر لاله بویم
چه نالم چو از ناله دل شد چو نالم
چه مویم چو از مویه شد تن چو مویم
چو رنجم تو دادی شفا از چه خواهم
چو درد از تو دارم دوا از که جویم
اگر کوزه خالی شد از باده حالی
بده ساقیا کاسه ئی از سبویم
چو ساغر بگرید ببین های هایم
چو مطرب بنالد ببین های و هویم
بچوگان مزن بیش از ینم چو خواجو
که سرگشته و خسته مانند گویم
اطلاعات
وزن: فعولن فعولن فعولن فعولن (متقارب مثمن سالم)
قالب شعری: غزل/قصیده/قطعه
منبع اولیه: ویکیدرج
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
برگردان به زبان ساده
نشان دل بی نشان از که جویم
حدیث تن ناتوان با که گویم
هوش مصنوعی: من در جستجوی نشانهای از دل بیخبر هستم و نمیدانم باید از چه کسی برای بیان دردهای جسم ناتوانم حرف بزنم.
گر از کوی او روی رفتن ندارم
مگیرید عیبم که در بند اویم
هوش مصنوعی: اگر نتوانم به کوی او بروم، عیبی بر من نگیرید؛ زیرا من در محبت او گرفتار هستم.
برویم فرو می چکد اشک خونین
ز خون جگر تا چه آید برویم
هوش مصنوعی: برویم، اشکهای خونین از دل سوزانم میریزد و میخواهم ببینم که سرنوشت چه بر سرم خواهد آورد.
رخ از زانک شستم بخوناب دیده
غبار سر کویت از رخ نشویم
هوش مصنوعی: من چهرهام را از آثار اشکها پاک نکردم، چون غبار کوی تو بر روی صورتم باقی مانده است و حتی با آب چشمهایم هم نمیتوانم آن را بشویم.
وفای تو ورزم بهر جا که باشم
دعای تو گویم بهر جا که پویم
هوش مصنوعی: هر جا که باشم، به خاطر وفای تو در دل دعا میکنم و هر جا که بروم، نام تو را به یاد میآورم.
خیال تو بینم اگر غنچه چینم
نسیم تو یابم اگر لاله بویم
هوش مصنوعی: اگر به یاد تو باشم، مثل یک غنچه شکوفا میشوم و اگر عطر تو را حس کنم، مانند یک لاله لطیف و خوشبو میشوم.
چه نالم چو از ناله دل شد چو نالم
چه مویم چو از مویه شد تن چو مویم
هوش مصنوعی: چه فایدهای دارد که من نالیدنی کنم، وقتی دل خودم هم از درد ناله میکند؟ و چه چیزی را باید بگویم، وقتی که جسمم هم به جای انجام کاری تنها گیج و بیهدف است؟
چو رنجم تو دادی شفا از چه خواهم
چو درد از تو دارم دوا از که جویم
هوش مصنوعی: وقتی که از تو رنج و درد میکشم،
با چه امیدی به دنبال درمان بروم،
وقتی که خودت داروی این درد منی؟
اگر کوزه خالی شد از باده حالی
بده ساقیا کاسه ئی از سبویم
هوش مصنوعی: اگر کوزهام از شراب خالی شد، ای ساقی یک کاسه از سبویم به من بده تا حال و هوایی تازه پیدا کنم.
چو ساغر بگرید ببین های هایم
چو مطرب بنالد ببین های و هویم
هوش مصنوعی: وقتی جام شراب را در دست بگیرم و به شدت بگریم، مانند یک نوازنده که با صدای بلند ناله کند، حال و هوای من را ببینید.
بچوگان مزن بیش از ینم چو خواجو
که سرگشته و خسته مانند گویم
هوش مصنوعی: بچهها را بیشتر از این آزار ندهید، زیرا من مثل خواجو در سرگردانی و خستگی هستم.

خواجوی کرمانی