گنجور

شمارهٔ ۱۹۷

تا چند بشادی می غمهای تو نوشم
از خلق جهان کسوت سودای تو پوشم
هر چند که زلفت دل من گوش ندارد
من سلسله ی زلف ترا حلقه بگوشم
عیبم مکن از دود دلم در جگر افتاد
با این همه آتش نتوانم که نجوشم
چون چنگ زه جان کشدم چو نخراشم
چون عود ره دل زندم چون نخروشم
خلقی ز فغانم بفغانند ولیکن
این طرفه که می نالم و پیوسته خموشم
دیشب خبرم نیست که شاگرد خرابات
چون از در میخانه بدر برد بدوشم
پر کن قدحی ز هر هلاهل که بیکدم
بر یاد لب لعل تو چون شهد بنوشم
تا جان بودم زان می چون خون سیاوش
جامی بهمه مملکت جم نفروشم
در میکده گر زهد فروشم چو تو خواجو
دانم که بیک جو نخرد باده فروشم

اطلاعات

وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
قالب شعری: غزل/قصیده/قطعه
منبع اولیه: ویکی‌درج

* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی می‌توانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

برگردان به زبان ساده

تا چند بشادی می غمهای تو نوشم
از خلق جهان کسوت سودای تو پوشم
هوش مصنوعی: چقدر باید از غصه‌هایت خوشی بخورم؟ من از دید دیگران، لباس خیالات تو را می‌پوشم.
هر چند که زلفت دل من گوش ندارد
من سلسله ی زلف ترا حلقه بگوشم
هوش مصنوعی: هرچند که موهای تو دل من را متوجه نمی‌شود، اما من به خاطر زلف‌های تو خودم را در حلقه‌ای از گوش قرار داده‌ام.
عیبم مکن از دود دلم در جگر افتاد
با این همه آتش نتوانم که نجوشم
هوش مصنوعی: از عیب‌جویی و انتقاد نکن، چرا که درد و رنجی که در دل دارم باعث شده تا در درونم آتش افروخته شود، اما با تمام این آتش، نمی‌توانم به جوش و خروش بیفتم.
چون چنگ زه جان کشدم چو نخراشم
چون عود ره دل زندم چون نخروشم
هوش مصنوعی: وقتی که من چنگ را به جان خود می‌کشم، همانند عود در دل نفوذ می‌کنم و اگر خود را نرسانم، تأثیرم بر دل باقی می‌ماند.
خلقی ز فغانم بفغانند ولیکن
این طرفه که می نالم و پیوسته خموشم
هوش مصنوعی: مردم از صدای ناله‌ام می‌نالند، اما جالب اینجاست که من خودم ناله می‌کنم و در عین حال همیشه ساکت هستم.
دیشب خبرم نیست که شاگرد خرابات
چون از در میخانه بدر برد بدوشم
هوش مصنوعی: دیشب خبر ندارم که شاگرد میخانه وقتی از در بیرون آمد، بارش را روی دوشم گذاشت.
پر کن قدحی ز هر هلاهل که بیکدم
بر یاد لب لعل تو چون شهد بنوشم
هوش مصنوعی: یک جام پر از هر نوع نوشیدنی تلخ و ناگوار کن، تا در یک لحظه به یاد لب‌های سرخ و شیرین تو مانند عسل بنوشم.
تا جان بودم زان می چون خون سیاوش
جامی بهمه مملکت جم نفروشم
هوش مصنوعی: تا وقتی که زنده‌ام، هیچگاه از آن شراب مثل خون سیاوش، که ارزشمند است، برای هیچ سرزمینی چشم‌پوشی نمی‌کنم.
در میکده گر زهد فروشم چو تو خواجو
دانم که بیک جو نخرد باده فروشم
هوش مصنوعی: اگر در میکده زهد و پارسایی‌ام را بفروشم، می‌دانم که مانند تو، خواجو، هیچ کس با یک پول هم شراب نمی‌خرد.

حاشیه ها

1403/04/11 04:07
فرزاد حسینی

مصراع نخست بیت ۷ به نظر میرسد باید این گونه اصلاح شود:

پر کن قدحی زهر هلاهل که به یک دم