شمارهٔ ۱۸۹
ز روی خوب تو گفتم که پرده برفکنم
ولی چو در نگرم پرده ی رخ تو منم
مرا ز خویش بیک جام باده باز رهان
که جام باده رهائی دهد ز خویشتنم
بجز نسیم صبا ای برادران عزیز
که آرد از طرف مصر بوی پیرهنم
چون زان دو نرگس میگون بیان کنم رمزی
کسی که گوش کند مست گردد از سخنم
اگر نصیب نبخشی زلاله و سمنم
ز دور باز مدار از تفرج چمنم
گهی که بلبل روح از قفس کند پرواز
زنم اگرنه در این دم صفیر شوق زنم
در آن نفس که مرا از لحد برانگیزند
حدیث عشق تو باشد نوشته بر کفنم
اگر خیال تو آید بپرسشم روزی
بجز خیال نیابد نشانی از بدنم
نهاده ام سر پرشور دائماً بر کف
بدان امید که در پای مرکبت فکنم
چون شمع مجلس اگر دم بر آرم از سر سوز
برآرد آتش عشقت زبانه از دهنم
اگر چو زلف کژت بر شکستم از خواجو
گمان مبر که توانم که از تو بر شکنم
اطلاعات
وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
قالب شعری: غزل/قصیده/قطعه
منبع اولیه: ویکیدرج
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
برگردان به زبان ساده
ز روی خوب تو گفتم که پرده برفکنم
ولی چو در نگرم پرده ی رخ تو منم
هوش مصنوعی: من از زیبایی تو خواستم که پرده را کنار بزنم، اما هر بار که به چهرهات نگاه میکنم، خودم را فراموش میکنم.
مرا ز خویش بیک جام باده باز رهان
که جام باده رهائی دهد ز خویشتنم
هوش مصنوعی: مرا از خودم با یک جام شراب آزاد کن، چون آن جام شراب میتواند مرا از خودم رها کند.
بجز نسیم صبا ای برادران عزیز
که آرد از طرف مصر بوی پیرهنم
هوش مصنوعی: جز نسیم صبا که بوی پیراهنم را از مصر میآورد، کسی دیگر نیست که این عطر را به من برساند.
چون زان دو نرگس میگون بیان کنم رمزی
کسی که گوش کند مست گردد از سخنم
هوش مصنوعی: وقتی از زیبایی آن دو نرگس با رنگ میگون صحبت میکنم، رمز و رازی در کلامم نهفته است که اگر کسی به حرفهایم گوش دهد، محو میشود و حالش خوب میشود.
اگر نصیب نبخشی زلاله و سمنم
ز دور باز مدار از تفرج چمنم
هوش مصنوعی: اگر قسمت من را ندهی، از دور چشمانتظاری و خوشیهایم را نگیر.
گهی که بلبل روح از قفس کند پرواز
زنم اگرنه در این دم صفیر شوق زنم
هوش مصنوعی: گاهی آنقدر شاد و خوشحالم که روح بلبل از قفس خارج میشود و پرواز میکند، اما اگر این لحظه نباشد، در این هنگام با صدای شوق و عشق نغمه سرایی میکنم.
در آن نفس که مرا از لحد برانگیزند
حدیث عشق تو باشد نوشته بر کفنم
هوش مصنوعی: در هنگامی که مرا از گور برمیانگیزند، سخن از عشق تو بر روی کفنم نوشته شده است.
اگر خیال تو آید بپرسشم روزی
بجز خیال نیابد نشانی از بدنم
هوش مصنوعی: اگر تو روزی به یاد من بیفتی و از من بپرسی، جز خیال تو چیزی از من باقی نمانده است.
نهاده ام سر پرشور دائماً بر کف
بدان امید که در پای مرکبت فکنم
هوش مصنوعی: من همیشه سرم را با شور و اشتیاق بر روی دستم گذاشتهام به امید اینکه روزی بتوانم آن را در پای مرکبت بگذارم.
چون شمع مجلس اگر دم بر آرم از سر سوز
برآرد آتش عشقت زبانه از دهنم
هوش مصنوعی: اگر مانند شمع در مجلس خاموش بمانم، آتش عشق تو از دل و زبانم شعلهور میشود.
اگر چو زلف کژت بر شکستم از خواجو
گمان مبر که توانم که از تو بر شکنم
هوش مصنوعی: اگر موهای کج تو را بشکنم، فکر نکن که من از خواجو، توانایی شکستن تو را دارم.
حاشیه ها
1395/12/26 17:02
سید مهدی
با توجه به وزن، ظاهرا در بیت هفتم "نفس" صحیح است
1399/12/06 12:03
Polestar
با سیدمهدی عزیز موافقم

خواجوی کرمانی