گنجور

شمارهٔ ۱۸۸

چون ما بکفر زلف تو اقرار کرده ایم
تسبیح و خرقه در سر زنّار کرده ایم
خلوت نشین کوی خرابات گشته ایم
تا خرقه رهن خانه خمار کرده ایم
شوریدگان حلقه ی زنجیر عشق را
انکار چون کنیم چو این کار کرده ایم
ما را اگرچه کس به پشیزی نمی خرد
نقد روان فدای خریدار کرده ایم
از ما مپرس نکته ی معقول از آنک ما
پیوسته درس عشق تو تکرار کرده ایم
ادرار ما روان ز دل و دیده داده اند
هر دم که یاد اجرای و ادرار کرده ایم
گر خواب ما بنرگس پر خواب بسته ئی
ما فتنه را بعهد تو بیدار کرده ایم
در راه مهر سایه ی دیوار محرمست
زان همچو سایه روی بدیوار کرده ایم
خواجو ز یار اگر طلب کام دل کنند
ما کام دل فدای رخ یار کرده ایم

اطلاعات

وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
قالب شعری: غزل/قصیده/قطعه
منبع اولیه: ویکی‌درج

* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی می‌توانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

برگردان به زبان ساده

چون ما بکفر زلف تو اقرار کرده ایم
تسبیح و خرقه در سر زنّار کرده ایم
هوش مصنوعی: ما به زیبایی و تارهای زلف تو اعتراف کرده‌ایم و برای این کار، تسبیح و لباس religiosity را کنار گذاشته‌ایم و به نوعی زندگی جدیدی را انتخاب کرده‌ایم.
خلوت نشین کوی خرابات گشته ایم
تا خرقه رهن خانه خمار کرده ایم
هوش مصنوعی: ما به گوشه‌نشینی در محله‌ی می‌فروشان پرداخته‌ایم و برای اینکه از شوق نوشیدن شراب بهره‌مند شویم، لباس‌های رسمی و زهد را کنار گذاشته‌ایم.
شوریدگان حلقه ی زنجیر عشق را
انکار چون کنیم چو این کار کرده ایم
هوش مصنوعی: شوریدگان نمی‌توانند از زنجیر عشق که به گردن دارند، دست بردارند و این را نمی‌توانند انکار کنند، چون قبلاً خودشان این تصمیم را گرفته‌اند.
ما را اگرچه کس به پشیزی نمی خرد
نقد روان فدای خریدار کرده ایم
هوش مصنوعی: اگرچه کسی به ما بها نمی دهد و ما را ارزشی نمی شناسد، اما جان و وجود خود را به خاطر کسی که ارزش ما را می داند، فدای او کرده‌ایم.
از ما مپرس نکته ی معقول از آنک ما
پیوسته درس عشق تو تکرار کرده ایم
هوش مصنوعی: از ما درباره نکات منطقی نپرس، زیرا ما همیشه در حال یادگیری و تکرار عشق تو هستیم.
ادرار ما روان ز دل و دیده داده اند
هر دم که یاد اجرای و ادرار کرده ایم
هوش مصنوعی: هر لحظه که به یاد اعمال و رفتار خود هستیم، احساسات و افکار ما بی‌وقفه از دل و چشمانمان بیرون می‌ریزند.
گر خواب ما بنرگس پر خواب بسته ئی
ما فتنه را بعهد تو بیدار کرده ایم
هوش مصنوعی: اگر خواب ما به مانند گل نرگس است، به طور عمیق و آرام است. ما بی‌خبر از فتنه‌هایی که در گذشته رخ داده، وفاداری‌امان را به تو زنده کرده‌ایم.
در راه مهر سایه ی دیوار محرمست
زان همچو سایه روی بدیوار کرده ایم
هوش مصنوعی: در مسیر عشق، سایه دیوار ما را پوشانده است، به همین دلیل ما نیز چهره‌امان را پشت دیوار پنهان کرده‌ایم.
خواجو ز یار اگر طلب کام دل کنند
ما کام دل فدای رخ یار کرده ایم
هوش مصنوعی: اگر دوستمان از ما بخواهد که آرزوهایمان را برآورده کنیم، ما آرزوهای خود را فدای زیبایی او کرده‌ایم.