گنجور

شمارهٔ ۱۸۷

هرگه که ز خرگه بچمن بار دهد گل
نرگس نکند خواب خوش از غلغل بلبل
ای خادم یاقوت لب لعل تو لؤلؤ
وی هندوی ریحان خط سبز تو سنبل
تا کی کند آن غمزه ی عاشق کش معلول
در کار دل ریش من خسته تعلل
گر نرگس مستت نکند ترک تعدّی
چندین چه کند زلف دراز تو تطاول
شرح شکن زلف تو بابیست مطوّل
کوتاه کنم تا نکشد سر بتسلسل
آن صورت آراسته را بیش میارای
کانجا که جمالست چه حاجت بتجمل
محمل مبر از منزل احباب که ما را
یکدم نبود بار فراق تو تحمل
المُغرم یستغرق فی البحر غریقاً
و اللائم کالنائم فی الساحل یغفُل
هر لحظه که خاموش شود ماه مغنی
از مرغ صراحی شنوم نعره که قل قل
ای آنکه جمال از رخ زیبای تو جزویست
غمهای جهان جزو و غم عشق تو شد کل
بر باد هوا باده مپیمای که خواجو
از مل نشود بی خبر الا بتامل

اطلاعات

وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
قالب شعری: غزل/قصیده/قطعه
منبع اولیه: ویکی‌درج

* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی می‌توانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

برگردان به زبان ساده

هرگه که ز خرگه بچمن بار دهد گل
نرگس نکند خواب خوش از غلغل بلبل
هوش مصنوعی: هر بار که از لانه‌اش بچه‌ها به دنیا می‌آیند، خواب خوشی را از صدای دلنشین بلبل می‌گیرد.
ای خادم یاقوت لب لعل تو لؤلؤ
وی هندوی ریحان خط سبز تو سنبل
هوش مصنوعی: ای خدمتگزار، یاقوت لب‌های سرخ تو مانند مروارید است و خط سبز بر روی ریحان، نماد سنبل و زیبایی توست.
تا کی کند آن غمزه ی عاشق کش معلول
در کار دل ریش من خسته تعلل
هوش مصنوعی: تا کی آن چشمان فریبا و جذاب، که دل عاشق را می‌کشد، در دل شکسته و خسته‌ام خود را به تعلل بسپارد؟
گر نرگس مستت نکند ترک تعدّی
چندین چه کند زلف دراز تو تطاول
هوش مصنوعی: اگر نرگس مستِ تو نتواند از حد بگذرد، زلف بلند تو چه می‌تواند بکند؟
شرح شکن زلف تو بابیست مطوّل
کوتاه کنم تا نکشد سر بتسلسل
هوش مصنوعی: زیبایی و پیچیدگی زلف تو داستانی طولانی و مفصل دارد که من برای کوتاه‌تر کردن آن، جرات ندارم به تکرار و سردرگمی بیفتم.
آن صورت آراسته را بیش میارای
کانجا که جمالست چه حاجت بتجمل
هوش مصنوعی: زیبایی و زیبایی‌آرایی را بیشتر از این پیش نبر، زیرا در جایی که خود زیبایی و جمال وجود دارد، به تزئینات اضافی نیازی نیست.
محمل مبر از منزل احباب که ما را
یکدم نبود بار فراق تو تحمل
هوش مصنوعی: بار و بندیل را از منزل دوستان بیرون نبر، زیرا ما حتی برای یک لحظه نیز غم دوری تو را نمی‌توانیم تحمل کنیم.
المُغرم یستغرق فی البحر غریقاً
و اللائم کالنائم فی الساحل یغفُل
هوش مصنوعی: عاشق در اعماق دریا غوطه‌ور می‌شود و غرق می‌گردد، اما سرزنش‌کننده مانند کسی است که در ساحل خوابش برده و غافل است.
هر لحظه که خاموش شود ماه مغنی
از مرغ صراحی شنوم نعره که قل قل
هوش مصنوعی: هر زمان که صدای ماه را که می‌نواخت سکوت بگیرد، صدای دل‌انگیز و شیرینی از شراب می‌شنوم که به صورت قل‌قل شنیده می‌شود.
ای آنکه جمال از رخ زیبای تو جزویست
غمهای جهان جزو و غم عشق تو شد کل
هوش مصنوعی: ای کسی که زیبایی‌ات جزئی از زیبایی‌های دنیا است، تمام غم‌های جهان فرعی و جزئی هستند و تنها غم عشق تو اصل و کلّ است.
بر باد هوا باده مپیمای که خواجو
از مل نشود بی خبر الا بتامل
هوش مصنوعی: مراقب باش که در میگساری و شادی غرق نشوی، چرا که خواجو بدون تفکر و آگاهی از حال تو از دنیا نمی‌رود.