شمارهٔ ۱۳ - مطلع سوم
نافهٔ آهو شده است ناف زمین از صبا
عقد دو پیکر شده است پیکر باغ از هوا
روح روان است آب بیعمل امتحان
زر خلاص است خاک بیاثر کیمیا
شاخ شکوفه فشان سنقر کانند خرد
هر نفسی بال و پر ریختهشان از قضا
دفتر گل را فلک کرد به شنگرف رنگ
زرین شیرازه زد هر ورقی را جدا
بر قد لاله قمر دوخت قباهای رش
خشتک نفطی نهاد بر سر چینی قبا
دوش نسیم سحر بر در من حلقه زد
گفتم هان کیست؟ گفت : قاصدیم آشنا
جان مرا هدیه کرد بوی سر زلف یار
از نفحات ربیع در حرکات صبا
گفتم ز اسرار باغ هیچ شنیدی بگوی
گفت دل بلبل است در کف گل مبتلا
گفتم کامروز کیست تازه سخن در جهان
گفت که خاقانی است بلبل باغ ثنا
مادح شیخ امام، عالم عامل که هست
ناصر دین خدای مفتخر اولیا
شمارهٔ ۱۲ - مطلع دوم: ای صفت زلف تو غارت ایمان ماشمارهٔ ۱۴ - مطلع چهارم: داد مرا روزگار مالش دست جفا
اطلاعات
وزن: مفتعلن فاعلن مفتعلن فاعلن (منسرح مطوی مکشوف)
قالب شعری: قصیده
منبع اولیه: ویکیدرج
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
برگردان به زبان ساده
نافهٔ آهو شده است ناف زمین از صبا
عقد دو پیکر شده است پیکر باغ از هوا
هوش مصنوعی: گل آهو در دامن زمین به وجود آمده و نسیم، دو جسم را به هم پیوند داده است. شکل و ظاهری از باغ نیز به دلیل وزش باد و تاثیر هوا ایجاد شده است.
روح روان است آب بیعمل امتحان
زر خلاص است خاک بیاثر کیمیا
هوش مصنوعی: روان انسان مانند آب است که بدون عمل، فضیلت و ارزشش مشخص نمیشود. همچنین، خاکی که بیاثر و بدون کار باشد، مانند زردی بیمحتوا و بیفایده است. برای رسیدن به ارزش و حقیقت، عمل و تاثیر نیاز است.
شاخ شکوفه فشان سنقر کانند خرد
هر نفسی بال و پر ریختهشان از قضا
هوش مصنوعی: درخت سنجدی که شکوفهها را برمیافشاند، هر فردی را به پرواز درآورده و فکر و اندیشهاش را به عرش افلاک میبرد. این پرواز و اوجگیری، ناشی از سرنوشت و تقدیر است.
دفتر گل را فلک کرد به شنگرف رنگ
زرین شیرازه زد هر ورقی را جدا
هوش مصنوعی: دفتری از گل با رنگ شنگرف زیبا نوشته شد و هر صفحهاش با رشتهای طلایی به هم متصل شده است.
بر قد لاله قمر دوخت قباهای رش
خشتک نفطی نهاد بر سر چینی قبا
هوش مصنوعی: بر روی قد لاله، ماه قباهایی زیبا دوخت و بر سر چینی قبا، شال نفتی قرار داد.
دوش نسیم سحر بر در من حلقه زد
گفتم هان کیست؟ گفت : قاصدیم آشنا
هوش مصنوعی: شب گذشته وقتی نسیم صبحگاهی به در خانهام آمد و در زد، پرسیدم کیستی؟ پاسخ داد: ما قاصدان آشنا هستیم.
جان مرا هدیه کرد بوی سر زلف یار
از نفحات ربیع در حرکات صبا
هوش مصنوعی: عطر موهای یار، جان مرا هدیه کرد، گویی نسیم بهاری در حرکات خود در حال وزیدن است.
گفتم ز اسرار باغ هیچ شنیدی بگوی
گفت دل بلبل است در کف گل مبتلا
هوش مصنوعی: گفتم آیا هیچ چیزی از رازهای باغ شنیدهای؟ او جواب داد که دل بلبل در دست گل گرفتار است.
گفتم کامروز کیست تازه سخن در جهان
گفت که خاقانی است بلبل باغ ثنا
هوش مصنوعی: گفتم امروز کیست که تازهگو و سخنسنج در دنیا است؟ گفتند که خاقانی، بلبل باغ ستایش و مدح است.
مادح شیخ امام، عالم عامل که هست
ناصر دین خدای مفتخر اولیا
هوش مصنوعی: مدح شیخی را میخواند که عالم و عملگر است و در راه دین خدا پشتیبان خوبی برای اولیا و بزرگان است.