گنجور

سرخ رویی و زرد رویی

نورد بودم، تا ورد من مُورَّد بود
برای ورد مرا ترک من همی پرورد
کنون گران شدم و سرد و نانورد شدم
از آن سبب که به خیری همی بپوشم ورد

اطلاعات

وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
قالب شعری: غزل/قصیده/قطعه
منبع اولیه: مهرداد بیات

* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی می‌توانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

برگردان به زبان ساده

نورد بودم، تا ورد من مُورَّد بود
برای ورد مرا ترک من همی پرورد
هوش مصنوعی: من در تلاش بودم و تا زمانی که جایی برای رشد و شکوفایی خود پیدا نکردم، مجبور بودم از خواسته‌هایم چشم‌پوشی کنم.
کنون گران شدم و سرد و نانورد شدم
از آن سبب که به خیری همی بپوشم ورد
هوش مصنوعی: اکنون به خاطر فراموشی و سردی دل، سنگین و غمگین شده‌ام، زیرا به نیکی‌ها پرداخته و کلام خوب را در دل پنهان کرده‌ام.