گنجور

شمارهٔ ۲

ای لب لعل تو روح بخش مسیحا
وی به روان بخشی از مسیح معلاّ
زهر به جام ار کنی، تو با همه تلخی
خوب تر آید مرا ز شهد مصفا
خاک تو بر فرق، به که تاج به تارک
سر به سرای تو، به که پا به ثریا
مهر به من بنگرد به دیده حسرت
گر به تو باشد مرا نگاه چو حربا
رنج تو بر جان ما کم است و محقر
درد تو بر جان ما خوش است و مهنا
صبح وصال تو، بامداد همایون
روز فراق تو، شام تیره یلدا
از تو منور چراغ معنی هستی
وز تو مصوّر وجود صورت اشیا
دامن جاهت ز شرح و وصف منزه
پایه ذاتت ز چون و چند مبرّا
افسر و مدحت، زهی بزرگ جسارت
پشه و آنگاه، لاف عرصه عنقا

اطلاعات

وزن: مفتعلن فاعلات مفتعلن فع (منسرح مثمن مطوی منحور)
قالب شعری: غزل
منبع اولیه: چکامه

* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی می‌توانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

برگردان به زبان ساده

ای لب لعل تو روح بخش مسیحا
وی به روان بخشی از مسیح معلاّ
هوش مصنوعی: ای لبان زیبای تو مانند روح بخشِ مسیحا هستند و تو به مانند جان بخشی از مسیح برتر.
زهر به جام ار کنی، تو با همه تلخی
خوب تر آید مرا ز شهد مصفا
هوش مصنوعی: اگر زهر را در جام بریزی، حتی با تمام تلخی‌اش، باز هم برای من دل‌پذیرتر خواهد بود تا شهد خالص و شیرین.
خاک تو بر فرق، به که تاج به تارک
سر به سرای تو، به که پا به ثریا
هوش مصنوعی: خاک تو بر سرم می‌ارزد به تاجی که بر سر می‌گذارم؛ زیرا در خانه‌ات بودن، بهشت را به دست آوردن است.
مهر به من بنگرد به دیده حسرت
گر به تو باشد مرا نگاه چو حربا
هوش مصنوعی: اگر تو به من محبت کنی و به من بنگری، من با حسرت به تو نگاه می‌کنم. هرچند که نگاه من به تو مانند نگاه یک طاووس (حر با) باشد.
رنج تو بر جان ما کم است و محقر
درد تو بر جان ما خوش است و مهنا
هوش مصنوعی: درد و رنج تو برای ما خیلی کم اهمیتی دارد و از آنچه که به تو می‌گذرد، ما خوشحالیم و آن را زیبا می‌دانیم.
صبح وصال تو، بامداد همایون
روز فراق تو، شام تیره یلدا
هوش مصنوعی: صبحی که در آن به وصالت می‌رسم، مانند روزی خوش و مبارک است، اما روز فراق تو شبی تاریک و غم‌انگیز مثل یلداست.
از تو منور چراغ معنی هستی
وز تو مصوّر وجود صورت اشیا
هوش مصنوعی: تو چراغ راهنمای معنای هستی هستی و از تو شکل و تصویر موجودات در عالم به وجود می‌آید.
دامن جاهت ز شرح و وصف منزه
پایه ذاتت ز چون و چند مبرّا
هوش مصنوعی: دامن مقام تو از توصیف و شرح به دور است، و ذات تو از هر گونه پرسش و تردید خالی است.
افسر و مدحت، زهی بزرگ جسارت
پشه و آنگاه، لاف عرصه عنقا
هوش مصنوعی: این عبارت به بیان بی‌پروا و خودستایی عده‌ای می‌پردازد که با وجود کوچک بودن و ناچیز بودنشان، خود را بزرگ و مهم می‌دانند. در واقع، این جمله به نوعی تمسخر و انتقاد از کسانی است که بدون دلیل و بر اساس توهمات خود از خود شان بزرگ‌نمایی می‌کنند.