گنجور

شمارهٔ ۱۲

ای مایه خرّمی جهان را
و ای راحت جان جهانیان را
از حسرت نوش لعلکانت
خون در جگر است لعل و کان را
گل بیند اگر خویت به عارض
بر فرق زند گلابدان را
پا بر سر انجم و قمر نه
منّت بگذار آسمان را
چشمند و بهمزن زمانه
زلفند و سیه کن جهان را
روزی به خیال آنکه گوئی
بندند به قتل من میان را
من خود بهزار شادمانی
بازم به ره تو نقد جان را

اطلاعات

وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)
قالب شعری: غزل
منبع اولیه: چکامه

* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی می‌توانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

برگردان به زبان ساده

ای مایه خرّمی جهان را
و ای راحت جان جهانیان را
هوش مصنوعی: ای تو باعث شادی و خوشحالی جهان و ای مایه آرامش و آسایش دل‌های مردم.
از حسرت نوش لعلکانت
خون در جگر است لعل و کان را
هوش مصنوعی: از شدت حسرت و longing برای نوشیدن از لعل‌های تو، خون در دل من جاری است.
گل بیند اگر خویت به عارض
بر فرق زند گلابدان را
هوش مصنوعی: اگر گل تو را ببیند که بر پیشانی‌ات نشسته، گلابدان را به یاد می‌آورد.
پا بر سر انجم و قمر نه
منّت بگذار آسمان را
هوش مصنوعی: بر سر ستاره‌ها و ماه پا بگذار، دیگر نیازی نیست به آسمان توجه کنی یا از آن چیزی بخواهی.
چشمند و بهمزن زمانه
زلفند و سیه کن جهان را
هوش مصنوعی: به نظر می‌رسد که چشم‌های زیبا و تاریک و زلف‌های شگفت‌انگیز زمانه می‌توانند تأثیر عمیقی بر جهان بگذارند و آن را تحت تأثیر قرار دهند.
روزی به خیال آنکه گوئی
بندند به قتل من میان را
هوش مصنوعی: روزی به فکر اینکه شاید به خاطر من کار بدی انجام دهند، به میان آمده‌اند.
من خود بهزار شادمانی
بازم به ره تو نقد جان را
هوش مصنوعی: من خود به هزار شادی و سرور آماده‌ام تا جانم را در راه تو نثار کنم.