گنجور

شمارهٔ ۶

دوش ناگاه نعره یی بر خاست
که دگر باره جنگ کرانست
مرگ دیدم بمرگ تا زنده
که همی باز گشت نتوانست
با یکی از هنروران که بر او
حل اشکال عقل آسانست
گفتم ای دوست باز می بینی
کار عالم که چون پریشانست؟
گفت آری قران نحسین است
وین خصومت نتیجۀ آنست
گفتم آخر نه جمله هفت اقلیم
زیر دوران چرخ گردانست؟
دور و نزدیک جاودان زبرش
دور مریخ و سیر کیوانست

اطلاعات

وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
قالب شعری: غزل/قصیده/قطعه
منبع اولیه: سیاوش جعفری

* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی می‌توانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

برگردان به زبان ساده

دوش ناگاه نعره یی بر خاست
که دگر باره جنگ کرانست
هوش مصنوعی: هوا بود که ناگهان صدای بلندی به گوش رسید که خبر از آغاز دوباره‌ی جنگ می‌داد.
مرگ دیدم بمرگ تا زنده
که همی باز گشت نتوانست
هوش مصنوعی: مرگی را مشاهده کردم که بار دیگر بازگشت نخواهد داشت و هیچ زنده‌ای نمی‌تواند دوباره به زندگی برگردد.
با یکی از هنروران که بر او
حل اشکال عقل آسانست
هوش مصنوعی: با یکی از افراد هنرمند و دانا که می‌تواند مسائل پیچیده عقلانی را به سادگی حل کند، گفتگو می‌کنم.
گفتم ای دوست باز می بینی
کار عالم که چون پریشانست؟
هوش مصنوعی: گفتم ای دوست، آیا دوباره می‌بینی که اوضاع دنیا چقدر آشفته و به هم ریخته است؟
گفت آری قران نحسین است
وین خصومت نتیجۀ آنست
هوش مصنوعی: او گفت که قرآن بدشگون است و این درگیری نتیجه آن است.
گفتم آخر نه جمله هفت اقلیم
زیر دوران چرخ گردانست؟
هوش مصنوعی: به او گفتم که آیا واقعاً تمام هفت اقلیم زیر چرخ‌های زمان در حال چرخش است؟
دور و نزدیک جاودان زبرش
دور مریخ و سیر کیوانست
هوش مصنوعی: دوری و نزدیکی همواره وجود دارد، مانند فاصله‌ای که از مریخ تا زمین و گردش زحل به دور خود.