گنجور

شمارهٔ ۱۳ - و قال فی الشکایة

یا رب تو آگهی که درین اندر سال عمر
روزی بکام من نگذشتست روزگار
از گونه گونه محنت و رنج آن کشیده ام
در مدت حیات که بیش آید از شمار
وینک رسید مرگ بنزدیک و لامحال
بریکدیگر زند زهمه گونه کار و بار
دنیی چنین گذشت که دانی و آخرت
ترسم کزین بتر گذرد صدهزاربار
یا رب چه بودی ار نبدی هستی چنین
کز وی نگشت در دو جهان راست هیچ کار
ورچه نبود گفتنی این لفظ ای خدای
از من چو گفتهای دگر جمله درگذار

اطلاعات

وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
قالب شعری: غزل/قصیده/قطعه
منبع اولیه: سیاوش جعفری

* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی می‌توانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

برگردان به زبان ساده

یا رب تو آگهی که درین اندر سال عمر
روزی بکام من نگذشتست روزگار
هوش مصنوعی: خداوندا، تو می‌دانی که در طول این سال‌های عمرم، هیچ یک از روزها به نفع من سپری نشده است.
از گونه گونه محنت و رنج آن کشیده ام
در مدت حیات که بیش آید از شمار
هوش مصنوعی: در طول زندگی، درد و رنج‌های زیادی را تجربه کرده‌ام که شمارش آنها از حد فراتر می‌رود.
وینک رسید مرگ بنزدیک و لامحال
بریکدیگر زند زهمه گونه کار و بار
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که مرگ به نزدیکی انسان رسیده و این موضوع اجتناب‌ناپذیر است. در نتیجه، همه‌ی تلاش‌ها و کارها به طور ناگزیر به نقطه‌ای ختم می‌شوند و نمی‌توان از آن پرهیز کرد.
دنیی چنین گذشت که دانی و آخرت
ترسم کزین بتر گذرد صدهزاربار
هوش مصنوعی: دنیا به گونه‌ای گذشت که تو می‌دانی، ولی من از آخرت می‌ترسم که ممکن است از این دنیا نیز بدتر باشد، به اندازه‌ای که هزار بار بدتر باشد.
یا رب چه بودی ار نبدی هستی چنین
کز وی نگشت در دو جهان راست هیچ کار
هوش مصنوعی: خداوندا، اگر تو نبودیدی، چه اتفاقی می‌افتاد؟ آیا در این دنیا هیچ چیزی به درستی شکل می‌گرفت یا وجود داشت؟
ورچه نبود گفتنی این لفظ ای خدای
از من چو گفتهای دگر جمله درگذار
هوش مصنوعی: اگرچه چیز گفتنی وجود ندارد، ای خدا، چون دیگر کلمات را گفتم، این لفظ را از من بگذر.