گنجور

شمارهٔ ۳ - ایضا له

ای که بر خدمت تو کردم وقف
هم نهان خود و هم پیدا را
چرخ را یک حرکت در همه عمر
بر خلاف تو نباشد یارا
نیست معلوم همانا بر وجه
حال من خاطر مولانا را
چشم دارم که کنی گوش کرم
سوی خادم شرف اصغا را
مدّتی رفت چو دستار دراز
که تو یک جبّه ندادی ما را
کرمت چون همگانرا تشریف
داد هم جاهل و دانا را
ای عجب می بتوانی دیدن
در چنین جامه چو من برنا را؟
زانکه هر هفته مرا این کارست
که مطّرا کنم این کالا را
مبلغی سیم به من بر جمعست
هم مطرّایی و هم رفّا را
بس که می شویم و می کوبم باز
جبّۀ خویشتن و دستا را
ریزه ریزه شدی از زخم کدین
پوششم گرنبدی جز خارا
وگر این حرمان کاریست که خاص
اوفتادست من تنها را
سیم شونده و کوبنده بده
تا ز سر باز کنم اینها را

اطلاعات

وزن: فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مسدس مخبون محذوف)
قالب شعری: قطعه
منبع اولیه: سیاوش جعفری

* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی می‌توانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

برگردان به زبان ساده

ای که بر خدمت تو کردم وقف
هم نهان خود و هم پیدا را
هوش مصنوعی: ای کسی که من برای خدمت به تو، نه تنها خودم را بلکه همه چیزم را وقف کرده‌ام، چه در روشنی و چه در پنهانی.
چرخ را یک حرکت در همه عمر
بر خلاف تو نباشد یارا
هوش مصنوعی: دوست عزیز، چرخ زندگی همیشه در یک جهت می‌چرخد و هیچ‌گاه بر خلاف تو حرکت نخواهد کرد.
نیست معلوم همانا بر وجه
حال من خاطر مولانا را
هوش مصنوعی: حال من مشخص نیست و نمی‌توانم به درستی احساساتم را بیان کنم. این موضوع برای مولانا نیز ایجاب می‌کند که از احساسات من آگاه نباشد.
چشم دارم که کنی گوش کرم
سوی خادم شرف اصغا را
هوش مصنوعی: چشمی دارم که می‌خواهد توجه تو را جلب کند، گوش کن به این درخواست خادم که به شرافت تو احترام می‌گذارد.
مدّتی رفت چو دستار دراز
که تو یک جبّه ندادی ما را
هوش مصنوعی: مدتی گذشت که به انتظار دستیاری از تو بودیم، اما تو حتی یک پوشش ساده هم به ما ندادی.
کرمت چون همگانرا تشریف
داد هم جاهل و دانا را
هوش مصنوعی: برخورد تو با همه، چه نادان و چه دانا، بسیار محترمانه و با احترام است.
ای عجب می بتوانی دیدن
در چنین جامه چو من برنا را؟
هوش مصنوعی: ای جای شگفتی که تو می‌توانی در چنین لباس زیبایی، جوانی همچون من را ببینی!
زانکه هر هفته مرا این کارست
که مطّرا کنم این کالا را
هوش مصنوعی: هر هفته موظفم که این کار را انجام دهم تا این کالا را به خوبی آماده کنم.
مبلغی سیم به من بر جمعست
هم مطرّایی و هم رفّا را
هوش مصنوعی: مقداری پول نزد من است که هم به کسانی که باران می‌ریزند نیاز دارم و هم به بافندگان.
بس که می شویم و می کوبم باز
جبّۀ خویشتن و دستا را
هوش مصنوعی: زیاد در حال تغییر و تحول هستم و بارها باید تلاش کنم تا دوباره خودم را بازسازی کنم و مشکلاتم را حل کنم.
ریزه ریزه شدی از زخم کدین
پوششم گرنبدی جز خارا
هوش مصنوعی: تو با دردهایی که به من زدی، به تدریج و آرام آرام از هم پاشیده می‌شوی، و اگر هم از من دور شوی، برایم هیچ اهمیتی نخواهی داشت، چون من فقط سنگین و سخت می‌‌مانم.
وگر این حرمان کاریست که خاص
اوفتادست من تنها را
هوش مصنوعی: اگر این ناامیدی چیزی است که تنها به من مربوط می‌شود، پس این درد و رنج تنها سهم من است.
سیم شونده و کوبنده بده
تا ز سر باز کنم اینها را
هوش مصنوعی: به من آن چیزی را بده که بتوانم به راحتی از پس این مشکلات برآیم و آن‌ها را کنار بگذارم.