گنجور

شمارهٔ ۲ - وله ایضا

دی چو بشنیدم که کرد از ناگهان اسبت خطا
شد دل من کوفته چون پهلویت زین ماجرا
از طریق سرزنش با اسب گفتم کز خری
خواجه را از خود جدا کردی، خطا کردی چرا؟
اسب گفتا من برو از مادر او وز پدر
مهربان تر نیستم آخر چه می گویی مرا؟
نه ز پشت انداخت او را در بترجایی پدر
نه بگاه حمل مادر کرد بروی هم خطا
من خطا این کرده ام کورا نشد یکبارگی
همچو پایش از رکاب آن لحظه سر از تن جدا

اطلاعات

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
قالب شعری: قطعه
منبع اولیه: سیاوش جعفری

* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی می‌توانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

برگردان به زبان ساده

دی چو بشنیدم که کرد از ناگهان اسبت خطا
شد دل من کوفته چون پهلویت زین ماجرا
هوش مصنوعی: دیروز وقتی شنیدم که ناگهان اسب تو به خطا رفت، دل من از این ماجرا به شدت آزرده و ناپسند شد، مثل اینکه به سینه‌ام کوبیده باشند.
از طریق سرزنش با اسب گفتم کز خری
خواجه را از خود جدا کردی، خطا کردی چرا؟
هوش مصنوعی: به وسیله انتقاد از اسب به او گفتم که چرا خواجه را از الاغ دور کردی، این کار اشتباه بود.
اسب گفتا من برو از مادر او وز پدر
مهربان تر نیستم آخر چه می گویی مرا؟
هوش مصنوعی: اسب گفت: من از مادرم و پدرم که مهربان‌تر نیستم، پس چرا این حرف‌ها را درباره من می‌زنی؟
نه ز پشت انداخت او را در بترجایی پدر
نه بگاه حمل مادر کرد بروی هم خطا
هوش مصنوعی: او نه از جانب پدرش به کناری انداخته شده و نه در دوران بارداری مادرش به خطا برآمده است.
من خطا این کرده ام کورا نشد یکبارگی
همچو پایش از رکاب آن لحظه سر از تن جدا
هوش مصنوعی: من در واقع یک اشتباه مرتکب شدم و نتوانستم او را به یکباره از حالت ناپیوستگی خارج کنم، مانند اینکه پایش ناگهان از رکاب جدا شده باشد.