شمارهٔ ۵
هر که را دل به اختیار خودست
آرزوهاش در کنار خودست
غمگساری ندارد و عجب آنک
همغمِ یارِ غمگسار خودست
گله از دوست چون کنم که مرا
همه رنج از دل فکار خودست؟
دوست را هر که بهر خود خواهد
او نه عاشق که دوستار خودست
عاشق آنست در جهان کو را
بود و نابود بهر یار خودست
ز آب چشم ار چه دامنم تر شد
آتش سینه بر قرار خودست
بس که از دیده اشک میبارم
شرمم از چشم اشکبار خودست
جان من می بری، ببر، چه کنم؟
بخدا کت هم از شمار خودست
نیست در روزگار تو یک دم
که نه مشغول روزگار خودست
عذر میخواستم ز غم که دلم
از صداع تو شرمسار خودست
گفت زنهار این حدیث مگوی
که مرا خدمت تو کار خودست
اطلاعات
وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
قالب شعری: غزل
منبع اولیه: سیاوش جعفری
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
برگردان به زبان ساده
هر که را دل به اختیار خودست
آرزوهاش در کنار خودست
هوش مصنوعی: هر کسی که دلش در اختیار خودش باشد، آرزوهایش همیشه در دسترس اوست و میتواند به آنها دست یابد.
غمگساری ندارد و عجب آنک
همغمِ یارِ غمگسار خودست
هوش مصنوعی: غمگساری وجود ندارد و جالب اینکه خود دوست غمگسار هم در درد و اندوه به سر میبرد.
گله از دوست چون کنم که مرا
همه رنج از دل فکار خودست؟
هوش مصنوعی: چطور میتوانم از دوست شکایت کنم وقتی که تمام دردها و رنجهای من ناشی از دل خودم است؟
دوست را هر که بهر خود خواهد
او نه عاشق که دوستار خودست
هوش مصنوعی: هر کسی که دوست را فقط برای منافع خود بخواهد، عاشق نیست؛ بلکه فقط به فکر خود و سود خودش است.
عاشق آنست در جهان کو را
بود و نابود بهر یار خودست
هوش مصنوعی: عاشق واقعی در این جهان، کسی است که برای معشوقش از خود میگذرد و جودت میکند.
ز آب چشم ار چه دامنم تر شد
آتش سینه بر قرار خودست
هوش مصنوعی: هرچند که اشکهایم دامنم را خیس کردهاند، اما آتش درون سینهام همچنان آرام و ثابت باقی مانده است.
بس که از دیده اشک میبارم
شرمم از چشم اشکبار خودست
هوش مصنوعی: چقدر از چشمانم اشک میریزم، که از دیدن آن، خودم از چشمانم شرمندهام.
جان من می بری، ببر، چه کنم؟
بخدا کت هم از شمار خودست
هوش مصنوعی: عزیزم، اگر میخواهی برو، برو. چه میتوانم بکنم؟ قسم میخورم که این جدایی هم جزئی از سرنوشتم است.
نیست در روزگار تو یک دم
که نه مشغول روزگار خودست
هوش مصنوعی: در زمانهی تو هیچ لحظهای نیست که مردم غرق در کار و زندگی خود نباشند.
عذر میخواستم ز غم که دلم
از صداع تو شرمسار خودست
هوش مصنوعی: من از غم تو معذرت میخواستم، زیرا قلبم به خاطر درد و غم تو از خود شرمنده است.
گفت زنهار این حدیث مگوی
که مرا خدمت تو کار خودست
هوش مصنوعی: مراقب باش که این داستان را نگوید، چرا که من برای تو کار دارم و این موضوع به من مربوط است.
حاشیه ها
1396/12/17 00:03
nabavar
در بیت چهارم : تا ردیف جور شود
عاشق آنست در جهان کو را
بود و نابود بهر یار خودت {خودست}