گنجور

شمارهٔ ۲۴

ترا یک ذره خود پروای ما نیست
بنیک و بد دلت را رای ما نیست
چه بد کردم که بر خاک در تو
سگانرا هست جای و جای ما نیست
فراوان عاشقان داری ولیکن
بدلسوزی یکی همتای ما نیست
چه سازم چاره وصلت چه دانم
که این معنی بدست و پای ما نیست؟
مرا در غم شکیبایی مفرمای
که این کار دل شیدای ما نیست
تو معذوری که شبهای درازت
خبر از چشم شب پیمای ما نیست
مرا از درد دل دل نیست بر یاد
ترا از عیش خوش پروای ما نیست
مرا شد در سر سودای تو دل
دلت را خود سر سودای ما نیست

اطلاعات

وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
قالب شعری: غزل
منبع اولیه: سیاوش جعفری

* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی می‌توانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

برگردان به زبان ساده

ترا یک ذره خود پروای ما نیست
بنیک و بد دلت را رای ما نیست
هوش مصنوعی: تو هیچ اهمیتی به ما نمی‌دهی و نه به خوبی‌ها و بدی‌های دلت توجهی داری.
چه بد کردم که بر خاک در تو
سگانرا هست جای و جای ما نیست
هوش مصنوعی: چه کار بدی کردم که در کنار در تو، جای سگان هست و جایی برای ما نیست.
فراوان عاشقان داری ولیکن
بدلسوزی یکی همتای ما نیست
هوش مصنوعی: عاشق‌های زیادی در دنیای تو هستند، اما هیچ‌کس نیست که به اندازه ما برای تو دل بسوزاند.
چه سازم چاره وصلت چه دانم
که این معنی بدست و پای ما نیست؟
هوش مصنوعی: نمی‌دانم چه تدبیری برای رسیدن به وصل تو بیندیشم، زیرا این حالت خارج از کنترل و اراده ماست.
مرا در غم شکیبایی مفرمای
که این کار دل شیدای ما نیست
هوش مصنوعی: از من نخواه که در غم و اندوه صبر کنم، زیرا دل عاشق ما این را نمی‌پسندد.
تو معذوری که شبهای درازت
خبر از چشم شب پیمای ما نیست
هوش مصنوعی: تو حق داری که در شب‌های طولانی، از حال و احوال چشم‌های ما که به دنبال تو هستند، خبری نداشته باشی.
مرا از درد دل دل نیست بر یاد
ترا از عیش خوش پروای ما نیست
هوش مصنوعی: من از درد و غم خودم صحبت نمی‌کنم، چون یاد تو باعث خوشحالی‌ام است و به این خوشی فکر می‌کنم.
مرا شد در سر سودای تو دل
دلت را خود سر سودای ما نیست
هوش مصنوعی: دل من پر از عشق توست، اما دل تو هیچگاه به فکر عشق من نیست.

حاشیه ها

1398/04/20 07:07
احمد

سلام در بیت سوم بنظرم کلمه درای اشتباه تایپ شده که داری درست است