گنجور

شمارهٔ ۳۹۲

پیوسته عشق درصدد خودنمایی است
این سرو و قمری و گل و بلبل بهانه ای است
شبهای وصل هر مژه برهم زدن مرا
بسیار دردناک تر از تازیانه ای است
ما بیدلان غریب دیار چمن نه ایم
هر گل برای بلبل ما آشیانه ای است
در گرد سرمه حلقهٔ چشمش ز مردمک
از بهر صید طایر دل دام و دانه ای است
جویا ز خویشتن به طلب نقد مدعا
کاین پیکر ضعیف طلسم خزانه ای است

اطلاعات

وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
قالب شعری: غزل
منبع اولیه: چکامه

* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی می‌توانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

برگردان به زبان ساده

پیوسته عشق درصدد خودنمایی است
این سرو و قمری و گل و بلبل بهانه ای است
هوش مصنوعی: عشق همواره در تلاش است تا خود را نشان دهد و زیبایی‌های طبیعی مانند سرو، قمری، گل و بلبل تنها بهانه‌ای برای این نمایش هستند.
شبهای وصل هر مژه برهم زدن مرا
بسیار دردناک تر از تازیانه ای است
هوش مصنوعی: در شب‌های وصال، حتی یک پلک زدن به مراتب برای من آزاردهنده‌تر از ضربه‌ی شلاق است.
ما بیدلان غریب دیار چمن نه ایم
هر گل برای بلبل ما آشیانه ای است
هوش مصنوعی: ما، که بی‌خواب و احساسات عمیق را تجربه می‌کنیم، در این باغ تنها نیستیم. هر گلی که در اینجا وجود دارد، برای ما مثل یک خانه و پناهگاهی است.
در گرد سرمه حلقهٔ چشمش ز مردمک
از بهر صید طایر دل دام و دانه ای است
هوش مصنوعی: حلقه سیاهی که دور چشم اوست، به خاطر مردمک چشمش است و مانند دام و دانه‌ای برای شکار دل‌های مردم عمل می‌کند.
جویا ز خویشتن به طلب نقد مدعا
کاین پیکر ضعیف طلسم خزانه ای است
هوش مصنوعی: از خودت بپرس که چه چیز واقعی را باید بیابی، چرا که این بدن ناتوان، در حقیقت، گنجینه‌ای پنهان است.