گنجور

شمارهٔ ۳۹۱

سهل باشد دل گر آن چشم سیه دزدیده است
داغ از بیداد او کز من نگه دزدیده است
کار دست انداز حسن او زبس بالا گرفت
بارها خورشید را از سر کله دزدیده است

اطلاعات

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
قالب شعری: غزل
منبع اولیه: چکامه

* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی می‌توانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

برگردان به زبان ساده

سهل باشد دل گر آن چشم سیه دزدیده است
داغ از بیداد او کز من نگه دزدیده است
هوش مصنوعی: دل راحت است اگر چشمان سیاه او دلم را ربوده است، زیرا این درد ناشی از ظالمی است که نگاهش از من دزدیده است.
کار دست انداز حسن او زبس بالا گرفت
بارها خورشید را از سر کله دزدیده است
هوش مصنوعی: به خاطر زیبایی و جذابیت حسن او، کارها به قدری رونق گرفته که بارها باعث شده که خورشید از سرش پایین بیفتد و حتی به دزدی کشیده شود.