شمارهٔ ۳۸۴
همچو گلبن غرق خون شد سرو آهم بیرخت
چون رگ بسمل تپد تار نگاهم بیرخت
میچکد خونم ز دل چون میروم از خویشتن
میتوان چیدن گل حسرت ز آهم بیرخت
اطلاعات
وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
قالب شعری: غزل
منبع اولیه: چکامه
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
برگردان به زبان ساده
همچو گلبن غرق خون شد سرو آهم بیرخت
چون رگ بسمل تپد تار نگاهم بیرخت
هوش مصنوعی: سرو من به مانند گلی که در خون غوطهور است، دردم را احساس میکند و بیصورت است. چشمانم که تاریک و حزیناند، همچون رگی که در حال مرگ میتپد.
میچکد خونم ز دل چون میروم از خویشتن
میتوان چیدن گل حسرت ز آهم بیرخت
هوش مصنوعی: دل قیامتی از درد و حسرت دارد که وقتی از خودم دور میشوم، از وجودم فقط خون و غم میچکد. این وضعیت به من اجازه میدهد که گلهای حسرت را از آههای بیپایانم بچینم، اما در غیاب تو هیچ زیبایی نیست.

جویای تبریزی