شمارهٔ ۳۷۷
بدکاره رحمت از چه سبب چشمداشت داشت
دهقان امید حاصل هر چیز کاشت داشت
گفتم مگر زباده چو گل بشکفانمش
می خورد و سرگرانی نازی که داشت داشت
روزش مدام عید و شبش قدر بوده است
هر کس نه فکر شام و نه امید چاشت داشت
زین خاکدان کسی که بشد از دل سلیم
نقدی که بهر توشه عقبی گذاشت داشت
جویا ندید از غم عشق تو فتح باب
امیدها ز هر چه که بر دل گماشت داشت
اطلاعات
وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
قالب شعری: غزل
منبع اولیه: چکامه
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
برگردان به زبان ساده
بدکاره رحمت از چه سبب چشمداشت داشت
دهقان امید حاصل هر چیز کاشت داشت
هوش مصنوعی: کشاورز با امیدواری به برداشت محصول، انتظار رحمت و برکت را داشت؛ اما چرا بزهکار به او امیدی داشت؟
گفتم مگر زباده چو گل بشکفانمش
می خورد و سرگرانی نازی که داشت داشت
هوش مصنوعی: به کسی گفتم شاید اگر مانند گل شکوفا شود، میتواند از خوشحالی و زیباییاش لذت ببرد و سرگرم شود.
روزش مدام عید و شبش قدر بوده است
هر کس نه فکر شام و نه امید چاشت داشت
هوش مصنوعی: روزهای او همیشه مانند عید بوده و شبهایش به مانند شب قدر. او هیچگاه به فکر شام نیست و امیدی به صبحانه ندارد.
زین خاکدان کسی که بشد از دل سلیم
نقدی که بهر توشه عقبی گذاشت داشت
هوش مصنوعی: کسی که از این دنیا با دل پاک و نیت خالص رفت، تنها چیزی که برای بهرهبرداری در آخرت باقی گذاشت، عمل نیکو و ارزشمندش بود.
جویا ندید از غم عشق تو فتح باب
امیدها ز هر چه که بر دل گماشت داشت
هوش مصنوعی: او به خاطر عشق تو هیچ امیدی نداشت و با هر چیزی که در دلش بود، همواره در غم تو به سر میبرد.

جویای تبریزی