گنجور

شمارهٔ ۳۰۹

بنشین دمی که پیش رخت زاریی کنم
با طره تو شرح گرفتاریی کنم
دل را که از کدورت ایام بی صفاست
از نور طلعت تو صفا کاریی کنم
دارم هوای قد تو بر یاد قد توست
گر سرو را به باغ هواداریی کنم
تا دیده ام که پرسش بیمار می کنی
هر دم ز تو بهانه بیماریی کنم
ارزد هزار نافه چین تار زلف تو
آن دستگاه کو که خریداریی کنم
دشوار باشد از تو مرا صبر یک نفس
هر چند صبر بر همه دشواریی کنم
من جامیم به نادره گفتن مثل دمی
شو مستمع که نادره گفتاریی کنم

اطلاعات

وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
قالب شعری: غزل
منبع اولیه: ویکی‌درج

* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی می‌توانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

برگردان به زبان ساده

بنشین دمی که پیش رخت زاریی کنم
با طره تو شرح گرفتاریی کنم
هوش مصنوعی: لحظاتی را با تو می‌گذرانم و در برابر تو از درد و رنجی که دارم سخن می‌گویم و با تو درباره سختی‌هایم صحبت می‌کنم.
دل را که از کدورت ایام بی صفاست
از نور طلعت تو صفا کاریی کنم
هوش مصنوعی: دل من که به خاطر بدی‌های روزگار بی‌رمق و غمگین شده، با نور چهره‌ات می‌خواهم جان تازه‌ای بگیرم.
دارم هوای قد تو بر یاد قد توست
گر سرو را به باغ هواداریی کنم
هوش مصنوعی: من همیشه به یاد قامت زیبای تو هستم و اگر بخواهم در باغی از عشق و محبت به کسی توجه کنم، آن فقط تویی که باید به یاد تو و قامتت بپرستم.
تا دیده ام که پرسش بیمار می کنی
هر دم ز تو بهانه بیماریی کنم
هوش مصنوعی: هر بار که می‌بینم که تو مدام درباره حال بیماری من می‌پرسی، احساس می‌کنم که باید بهانه‌ای برای بیمار بودنم بیاورم.
ارزد هزار نافه چین تار زلف تو
آن دستگاه کو که خریداریی کنم
هوش مصنوعی: هزار رشته موی تو به اندازه ارزش دارد که من برای خریدن آن به دستگاهی بروم که خریدار داشته باشد.
دشوار باشد از تو مرا صبر یک نفس
هر چند صبر بر همه دشواریی کنم
هوش مصنوعی: صبر کردن بر سختی‌ها برای من دشوار است، اما حتی اگر ممکن باشد، تحمل کردن این یک لحظه از تو برایم بسیار سخت‌تر است.
من جامیم به نادره گفتن مثل دمی
شو مستمع که نادره گفتاریی کنم
هوش مصنوعی: من به مانند جامی هستم که می‌خواهم نغمه‌ای خاص و زیبا بگویم. به شمایی که در اینجا حضور دارید، پیشنهاد می‌کنم لحظه‌ای به من گوش دهید تا داستانی بی‌نظیر برایتان نقل کنم.