شمارهٔ ۲۹۱
بیا ای آرزوی جان عاشق
دوای درد بی درمان عاشق
کرام الکاتبین ننوشته حرفی
بجز عشق تو در دیوان عاشق
اگر فردا نه دیدار تو باشد
شود باغ جهان زندان عاشق
هزاران نوح را کرده ست غرقه
به گرداب فنا طوفان عاشق
به کنج فقر و کوی نامرادی
اگر یک شب شوی مهمان عاشق
کباب از دل شراب از دیده بینی
مهیا ساخته بر خوان عاشق
بجز خون جگر هرگز مرادی
غمت ننهاده در دامان عاشق
به خاک کشتگان آن نیست لاله
علم زد آتش پنهان عاشق
ببین نظم خوش جامی که نشکفت
چنین گل هرگز از بستان عاشق
اطلاعات
وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
قالب شعری: غزل
منبع اولیه: ویکیدرج
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
برگردان به زبان ساده
بیا ای آرزوی جان عاشق
دوای درد بی درمان عاشق
هوش مصنوعی: ای آرزوی جانم، بیا! تویی که میتوانی دردی را که هیچ درمانی ندارد، برای عاشق درمان کنی.
کرام الکاتبین ننوشته حرفی
بجز عشق تو در دیوان عاشق
هوش مصنوعی: فرشتگان نویسنده هیچ نوشتهای جز عشق تو را در دفتر عاشق ثبت نکردهاند.
اگر فردا نه دیدار تو باشد
شود باغ جهان زندان عاشق
هوش مصنوعی: اگر فردا ملاقات تو پیش نیاید، باغ جهان برای عاشق همچون زندانی میشود.
هزاران نوح را کرده ست غرقه
به گرداب فنا طوفان عاشق
هوش مصنوعی: بسیاری از افرادی که در عشق غرق شدهاند، به واسطه طوفانی از احساسات و مشکلات نابود شدهاند.
به کنج فقر و کوی نامرادی
اگر یک شب شوی مهمان عاشق
هوش مصنوعی: اگر یک شب مهمان کسی باشی که در فقر و ناامیدی زندگی میکند، در آن گوشه دنج میتوانی عشق را تجربه کنی.
کباب از دل شراب از دیده بینی
مهیا ساخته بر خوان عاشق
هوش مصنوعی: از دل آتش و عشق، کبابی تهیه شده و شرابی که از چشمها میریزد، برای مهمانی عاشقان آماده شده است.
بجز خون جگر هرگز مرادی
غمت ننهاده در دامان عاشق
هوش مصنوعی: غیر از خون دل، هیچ چیز دیگری برای عشق و دردِ تو در دل عاشق من نمانده است.
به خاک کشتگان آن نیست لاله
علم زد آتش پنهان عاشق
هوش مصنوعی: لالهٔ سرخ در زمین کسانی که جان خود را فدای عشق کردهاند، از آتش درونی عشق آنها خبر میدهد.
ببین نظم خوش جامی که نشکفت
چنین گل هرگز از بستان عاشق
هوش مصنوعی: ببین چقدر زیبا و هماهنگ است رویهمرفته، که هیچ وقت گلی از بستان عاشق به این زیبایی شکوفا نشده است.

جامی