گنجور

شمارهٔ ۲۸۵

چند سوال ای پسر که چیست تصوف
تصفیه کن خاطر از غبار تکلف
دور نه از هر چه نیست پای تمنا
بازکش از هر چه هست دست تصوف
طعنه پاکان مزن که روی خود آلود
هرکه فکنداز زمین به روی فلک تف
نور محقق فروگرفت جهان را
شمع مقلد فرونشست به یک پف
هرکه درین جلوه گاه گردد وبینی
سوزدش آخر جگر به داغ تأسف
دیده و دیدار فی الحقیقة یکی بود
چشم زلیخا چو دید طلعت یوسف
مهبط عرفان نگشته جان تو جامی
درس عوارف چه سود و بحث تعرف

اطلاعات

وزن: مفتعلن فاعلات مفتعلن فع (منسرح مثمن مطوی منحور)
قالب شعری: غزل
منبع اولیه: ویکی‌درج

* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی می‌توانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

برگردان به زبان ساده

چند سوال ای پسر که چیست تصوف
تصفیه کن خاطر از غبار تکلف
هوش مصنوعی: پسر، چند سوال برایت دارم: تصوف چیست؟ دل خود را از آلودگی های ظاهری پاک کن.
دور نه از هر چه نیست پای تمنا
بازکش از هر چه هست دست تصوف
هوش مصنوعی: از هر چیزی که وجود ندارد، خود را دور نگه‌دار و از آنچه که هست، به خلوص و حقیقت درآی.
طعنه پاکان مزن که روی خود آلود
هرکه فکنداز زمین به روی فلک تف
هوش مصنوعی: به زشتی و ناپاکی دیگران دقت نکن، چرا که هر کسی که به آسمان نگاهی می‌اندازد و خود را بالاتر از دیگران می‌سازد، در حقیقت از زمین و واقعیتش دور شده است.
نور محقق فروگرفت جهان را
شمع مقلد فرونشست به یک پف
هوش مصنوعی: نور واقعی و حقیقی عالم را فراگرفته، در حالی که نور تقلیدی و غیر واقعی با یک فوت خاموش می‌شود.
هرکه درین جلوه گاه گردد وبینی
سوزدش آخر جگر به داغ تأسف
هوش مصنوعی: هر کس که در این مکان زیبا قدم بگذارد و زیبایی آن را ببیند، در نهایت دلش به خاطر حسرت و افسوس می‌سوزد.
دیده و دیدار فی الحقیقة یکی بود
چشم زلیخا چو دید طلعت یوسف
هوش مصنوعی: چشم زلیخا زمانی که جمال و زیبایی یوسف را دید، متوجه شد که دیدن و آنچه دیده می‌شود در واقع یکی هستند.
مهبط عرفان نگشته جان تو جامی
درس عوارف چه سود و بحث تعرف
هوش مصنوعی: اگر جان تو محل نزول عرفان نشده باشد، آن وقت چه فایده‌ای دارد که در مورد عوارف و بحث‌های مربوط به شناخت و درک مطالب بگویی و بیندیشی؟