شمارهٔ ۲۷۹
جبین نظم حسن رخت راست مطلع
دو ابرو ز مطلع فروتر دو مصرع
چنان می درخشد زبرقع جمالت
که شد رشته نور هر تار برقع
فتد بخیه بر رو چو از پرده پوشی
نزد شیخ ما وصله ای بر مرقع
غمت در دلم تخم عیش ابد شد
بلی این سراآن سرا راست مزرع
به میخانه گر قالبم خشت گردد
روم بر سر خم نشینم مربع
چو جمعیت آباد دلهاست زلفت
به هر حلقه جمعی نگر کرده مجمع
به زلف تو قطع سخن کرد جامی
کم افتد غزل را بدین لطف مقطع
اطلاعات
وزن: فعولن فعولن فعولن فعولن (متقارب مثمن سالم)
قالب شعری: غزل
منبع اولیه: ویکیدرج
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
برگردان به زبان ساده
جبین نظم حسن رخت راست مطلع
دو ابرو ز مطلع فروتر دو مصرع
هوش مصنوعی: پیشانی زیبایی تو، مانند نقطه روشنی در آغاز، از دو ابرو پایینتر است که به گونهای دیگر از دو مصرع شعر پایینتر قرار دارد.
چنان می درخشد زبرقع جمالت
که شد رشته نور هر تار برقع
هوش مصنوعی: چهره زیبای تو به قدری درخشان است که نورش از هر تار برقع بیشتر و واضحتر به چشم میآید.
فتد بخیه بر رو چو از پرده پوشی
نزد شیخ ما وصله ای بر مرقع
هوش مصنوعی: او با دقت و ظرافت به زخمی که روی صورتش است، بخیه میزند و در عین حال نزد شیخ ما نشان میدهد که چگونه میتواند به خوبی بر جراحات زندگی خود غلبه کند و مانند یک وصله روی پارچهای که دچار آسیب شده، بر زخمهاش سوار شود.
غمت در دلم تخم عیش ابد شد
بلی این سراآن سرا راست مزرع
هوش مصنوعی: غم تو در دلم زمینهساز شادی ابدی شده است، آری، اینجا همان جایی است که شادی میروید.
به میخانه گر قالبم خشت گردد
روم بر سر خم نشینم مربع
هوش مصنوعی: اگر به میخانه بروم و قالب من به شکل خشت درآید، بر سَرِ خم مینشینم و مکعبشکل میشوم.
چو جمعیت آباد دلهاست زلفت
به هر حلقه جمعی نگر کرده مجمع
هوش مصنوعی: وقتی که دلها در کنار هم شاداب و سرزنده هستند، زلف تو به هر حلقهای همچون مجمعی از جمعیتها به نظر میرسد.
به زلف تو قطع سخن کرد جامی
کم افتد غزل را بدین لطف مقطع
هوش مصنوعی: به خاطر زیبایی و جذابیت زلف تو، دیگر نیازی به ادامهی سخن نیست؛ گویی یک جام خوشنوشی به این غزل اضافه شود و آن را به نقطهی پایانی برساند.

جامی