گنجور

شمارهٔ ۲۷۸

آفتابی تو و اعیان وجودت مطلع
پیش عارف لقبت واجب ممکن برقع
عاشقان کز تو به خورشید رخان خرسندند
قنعوا منک بادنی لمعات تلمع
عشق ورزان که نه در عشق تو جان باخته اند
ضیعوا انفع ماکان بما لاینفع
چون نهم پای طلب در روش عشق که هست
کوته از دامن ادراک تواش دست طمع
نام من عشق تو در دفتر اوباش نوشت
وقت آن شد که کنم طی ورق زهد و ورع
اصل هر خوشه و خرمن که بود یک دانه ست
که دمیده ست ازان دانه اصل این مزرع
جامی احسنت کز اشعار بدیع اسلوبت
هست در عالم وحدت دری از هر مصرع

اطلاعات

وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
قالب شعری: غزل
منبع اولیه: ویکی‌درج

* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی می‌توانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

برگردان به زبان ساده

آفتابی تو و اعیان وجودت مطلع
پیش عارف لقبت واجب ممکن برقع
هوش مصنوعی: تو چون آفتابی هستی و وجودت در واقعیت، روشنی‌بخش و قابل توجه برای عارفان است. نام تو بر آن‌ها واجب و الزامی است، مانند دلیلی که نور را می‌سازد.
عاشقان کز تو به خورشید رخان خرسندند
قنعوا منک بادنی لمعات تلمع
هوش مصنوعی: عاشقانی که از زیبایی چهره‌ات به خوشحالی رسیده‌اند، باید با درخشندگی کم‌تر از آنچه که در تو می‌بینند، راضی باشند.
عشق ورزان که نه در عشق تو جان باخته اند
ضیعوا انفع ماکان بما لاینفع
هوش مصنوعی: عاشقانی که برای عشق تو جان خود را از دست داده‌اند، هر چه در زندگی داشتند را از دست داده‌اند که چیزی به جانشان نخواهد افزود.
چون نهم پای طلب در روش عشق که هست
کوته از دامن ادراک تواش دست طمع
هوش مصنوعی: وقتی به دنبال عشق می‌روم، متوجه می‌شوم که درک من از آن بسیار محدود است و نمی‌توانم به آن چیزی که می‌خواهم، دسترسی پیدا کنم.
نام من عشق تو در دفتر اوباش نوشت
وقت آن شد که کنم طی ورق زهد و ورع
هوش مصنوعی: نام من عشق تو را در دفتر بی‌خودان ثبت کردند. حال زمان آن رسیده که از صفحات زهد و پرهیز دست بکشم.
اصل هر خوشه و خرمن که بود یک دانه ست
که دمیده ست ازان دانه اصل این مزرع
هوش مصنوعی: هر خوشه و کشتزاری نشأت گرفته از یک دانه است که آن دانه باعث شکل‌گیری تمام این محصولات شده است.
جامی احسنت کز اشعار بدیع اسلوبت
هست در عالم وحدت دری از هر مصرع
هوش مصنوعی: جامی می‌گوید که تو به خوبی در اشعار زیبا و بی‌نظیر خود، در عالم وحدت، از هر مصرع دری برای فهم و معنا ایجاد کرده‌ای.