شمارهٔ ۲۶۷
جان و دل پیوند کن با یار بی مانند خویش
هرچه غیر از عشق او بند است بگسل بند خویش
او به ذات خود غنی مطلق آمد لیک هست
در ظهور این غنا محتاج حاجتمند خویش
زاهد از نظاره خوبان مرا سوگند داد
جلوه گر زیشان تویی چون نشکنم سوگند خویش
هیچ چیزی نیست پیش دیده عارف حجاب
اوبه عشق توست مشعوف زن و فرزند خویش
عالمی راگوش عقل و هوش برگفتار توست
مهر خاموشی گشا از لعل شکر خند خویش
ناصح مشفق دهد پندم که ترک عشق گوی
روی بنما تا کشد شرمندگی از پند خویش
یار بی مانند ما فرد است جامی از دو کون
فرد شو تا بر خوری از یار بی مانند خویش
اطلاعات
وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
قالب شعری: غزل
منبع اولیه: ویکیدرج
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
برگردان به زبان ساده
جان و دل پیوند کن با یار بی مانند خویش
هرچه غیر از عشق او بند است بگسل بند خویش
هوش مصنوعی: دل و جان خود را به یار منحصر به فرد خود گره بزن و هر چیزی غیر از عشق او را رها کن و از خود دور کن.
او به ذات خود غنی مطلق آمد لیک هست
در ظهور این غنا محتاج حاجتمند خویش
هوش مصنوعی: او از نظر ذات به حدی غنی است که نیازی ندارد، اما در ظاهر و در بروز این غنا، به خواستهها و نیازهای خود وابسته است.
زاهد از نظاره خوبان مرا سوگند داد
جلوه گر زیشان تویی چون نشکنم سوگند خویش
هوش مصنوعی: زاهد از من خواست که به تماشای زیباییهای خوبان نپردازم و سوگند خورد که من از اینکار پرهیز کنم. اما من نمیتوانم آن سوگند را بشکنم، زیرا تو خود زیبایی و جلوهگری.
هیچ چیزی نیست پیش دیده عارف حجاب
اوبه عشق توست مشعوف زن و فرزند خویش
هوش مصنوعی: هیچ چیز نمیتواند مانع ارتباط عارف با حقیقت شود؛ تنها چیزی که او را مشغول کرده، عشق به تو است و همین عشق برایش از همه چیز مهمتر است.
عالمی راگوش عقل و هوش برگفتار توست
مهر خاموشی گشا از لعل شکر خند خویش
هوش مصنوعی: دانش و فهم یک فرد به سخنان تو بستگی دارد، بنابراین با لبخند شیرین و خاموشیات، دلی را بگشای.
ناصح مشفق دهد پندم که ترک عشق گوی
روی بنما تا کشد شرمندگی از پند خویش
هوش مصنوعی: دلسوزی به من نصیحت میکند که عشق را رها کن و از محبوب خود رو بگردان تا بتواند از شرم نصیحت خود رهایی یابد.
یار بی مانند ما فرد است جامی از دو کون
فرد شو تا بر خوری از یار بی مانند خویش
هوش مصنوعی: محبوب و یار بینظیر ما نشاندهندهی یگانگی است. پس برای بهرهمندی از او، باید به رستاخیزی درون خود برسی و از قید و بندهای دنیوی رها شوی.

جامی