شمارهٔ ۲۶۶
آن که بر خیل بتان ساخت خدا پادشهش
سرمه اهل نظر باد غبار سپهش
شرمسارم که چو آمد به سرم قاصد او
برنیامد ز تنم جان که فشانم به رهش
حسن قاصد چو به مقصودی شه خاص بود
کی سزد چشم گدایان که شود جلوه گهش
چون رسد جلوه کنان کوکبه حسن ایاز
بجز از دیده محمود نشاید نگهش
دیده اهل غرض باد چو کافور سفید
تا نبینند به آن خال معنبر سیهش
گر دلم را بشکافد چو گل آن غنچه دهان
یابد از شوق خود آغشته به خون ته به تهش
نیست جز قول زبان هیچ گنه جامی را
آه اگر درنگذارند کریمان گنهش
اطلاعات
وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
قالب شعری: غزل
منبع اولیه: ویکیدرج
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
برگردان به زبان ساده
آن که بر خیل بتان ساخت خدا پادشهش
سرمه اهل نظر باد غبار سپهش
هوش مصنوعی: آن کسی که به خاطر دل آنانی که به چشمپوشی و عشق مشهورند، خداوند او را صاحب قدرت و حکومت ساخته، همواره در نظر اهل بصیرت، با ارزش و گرانقدر خواهد بود و جنبهای از اعتبار و عظمت را دارد.
شرمسارم که چو آمد به سرم قاصد او
برنیامد ز تنم جان که فشانم به رهش
هوش مصنوعی: من شرمندهام که وقتی او به سراغم آمد، پیامآورش از جانم برنخاست تا جانم را به پای او بریزم.
حسن قاصد چو به مقصودی شه خاص بود
کی سزد چشم گدایان که شود جلوه گهش
هوش مصنوعی: وقتی که زیبایی خاصی به مقصدی میرسد، آیا مناسب است که چشمهای گدایان از آن زیبایی انتظار داشته باشند که در برابرشان ظاهر شود؟
چون رسد جلوه کنان کوکبه حسن ایاز
بجز از دیده محمود نشاید نگهش
هوش مصنوعی: زمانی که زیبایی و جلوههای درخشان ایاز نمایان شود، فقط محمود قادر به دیدن آن زیبایی است و کسی دیگر نمیتواند آن را ببیند.
دیده اهل غرض باد چو کافور سفید
تا نبینند به آن خال معنبر سیهش
هوش مصنوعی: چشمهای افرادی که نیّتهای سوء دارند مانند کافور سفید است، چون نمیخواهند لکهی سیاه و عمیق آن خال معنوی را ببینند.
گر دلم را بشکافد چو گل آن غنچه دهان
یابد از شوق خود آغشته به خون ته به تهش
هوش مصنوعی: اگر دل من را بشکافند، مانند گلی خواهد شد که آن غنچه از عشق خود، به قطرات خون آغشته است.
نیست جز قول زبان هیچ گنه جامی را
آه اگر درنگذارند کریمان گنهش
هوش مصنوعی: تنها سخن زبان است که گناه کسی را نمیسازد؛ آه اگر این سخن را در نظر نگیرند، کریمان هم گناه آن شخص را نخواهند بخشید.

جامی