شمارهٔ ۲۶۰
صوفی از زنگ سوی آیینه دل بتراش
چهره حال خود از ناخن فکرت بخراش
غایبان را نبود بهره ای از نفخه قرب
هر زمان نفخه دیگر گذرد حاضر باش
روی در عشق کن واز دو جهان یکتا شو
زانکه سد ره تو فکر معاد است و معاش
پرده چشم شهودت ز رخ شاهد عشق
نیست جز هستی تو کاش نمی بودی کاش
شاید آن طایر اقبال شکار تو شود
دام تجرید بنه دانه اخلاص بپاش
ژنده فقر مده اطلس شاهی مستان
که نیرزد به جوی پیش من این جنس قماش
جامی از رنگ سخن سر سخنگو دانند
لب فروبند مبادا که شود سر تو فاش
اطلاعات
وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
قالب شعری: غزل
منبع اولیه: ویکیدرج
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
برگردان به زبان ساده
صوفی از زنگ سوی آیینه دل بتراش
چهره حال خود از ناخن فکرت بخراش
هوش مصنوعی: ای صوفی، از زنگ و کدورتها فاصله بگیر و چهرهی واقعی خود را در آیینهی دل ببین. برای شناخت حالت درونیات، باید از ناخن فکر خود زخمهایی بزنید تا حقیقت وجودت را آشکار کنی.
غایبان را نبود بهره ای از نفخه قرب
هر زمان نفخه دیگر گذرد حاضر باش
هوش مصنوعی: غایبان هرگز از حضور خاص و نزدیک بهرهای نمیبرند و هر زمان که نسیم محبت و نزدیکی بوزد، تنها حاضرین از آن بهرهمند خواهند شد. پس باید در جمع حضور داشت.
روی در عشق کن واز دو جهان یکتا شو
زانکه سد ره تو فکر معاد است و معاش
هوش مصنوعی: در عشق، به سوی خداوند حرکت کن و از دو دنیای مادی جدا شو، زیرا که اندیشه به روز قیامت و زندگی دنیوی مانع پیشرفت توست.
پرده چشم شهودت ز رخ شاهد عشق
نیست جز هستی تو کاش نمی بودی کاش
هوش مصنوعی: چشم دل تو نمیتواند زیباییهای واقعی عشق را ببیند، زیرا تنها حقیقت وجود توست که نمایان است و ای کاش تو وجود نداشتی.
شاید آن طایر اقبال شکار تو شود
دام تجرید بنه دانه اخلاص بپاش
هوش مصنوعی: شاید آن پرنده خوشبختی به دام تو بیفتد، پس بی بند و بار شو و دانههای خلوص را بر زمین بپاش.
ژنده فقر مده اطلس شاهی مستان
که نیرزد به جوی پیش من این جنس قماش
هوش مصنوعی: اینگونه بیان میکند که لباسهایی که عیوب و نشانههای فقر را دارند، را به افراد حاکم و توانگر نده بلکه برای من، این نوع پارچه ارزش چندانی ندارد و به اندازه قطرهای آب هم نمیارزد.
جامی از رنگ سخن سر سخنگو دانند
لب فروبند مبادا که شود سر تو فاش
هوش مصنوعی: سخنران را مانند کسی میدانند که جامی از رنگ دارد. پس لب خود را بسته نگهدار که مبادا راز تو فاش شود.

جامی