شمارهٔ ۲۵۸
لله الحمد آن جان و جهان آمد باز
شادمانی به دل آرام به جان آمد باز
گرچه از صحبت ما جنگ کنان کرد کنار
شیوه صلح گرفته به میان آمد باز
جان شیرین به تن مرده چه سان باز آید
سوی عشاق جگرخسته چنان آمد باز
سوی ما کز غم او مرغ خزانی بودیم
همچو گل جلوه کنان خنده زنان آمد باز
بست بر اهل غرض راه سخن شکر خدا
کآشکار از بر ما رفت و نهان آمد باز
بس مسافر که ازان کوی ره کعبه گرفت
کعبه را دید و به آن کوی روان آمد باز
گفت در هند حسن گفته جامی چو شنید
کز عدم خسرو شیرین سخنان آمد باز
اطلاعات
وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
قالب شعری: غزل
منبع اولیه: ویکیدرج
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
برگردان به زبان ساده
لله الحمد آن جان و جهان آمد باز
شادمانی به دل آرام به جان آمد باز
هوش مصنوعی: سپاس خدا را که آن روح و دنیای ما دوباره بازگشت. شادمانی به دل بازگشته و آرامش به جان ما آمده است.
گرچه از صحبت ما جنگ کنان کرد کنار
شیوه صلح گرفته به میان آمد باز
هوش مصنوعی: اگرچه به خاطر صحبتهای ما، به حالت جنگ درآمد، اما در عین حال با شیوه صلح صحبت کرده و دوباره به میان آمد.
جان شیرین به تن مرده چه سان باز آید
سوی عشاق جگرخسته چنان آمد باز
هوش مصنوعی: چطور ممکن است جان شیرین به بدن مرده برگردد، در حالی که برای عاشقان دلشکسته که در انتظارند، مانند بازگشت جان شیرین به زندگی است؟
سوی ما کز غم او مرغ خزانی بودیم
همچو گل جلوه کنان خنده زنان آمد باز
هوش مصنوعی: ما که به خاطر غم او مانند پرندهای در فصل پاییز ناراحت بودیم، اکنون مانند گلی زیبا با لبخند به سمت ما بازگشته است.
بست بر اهل غرض راه سخن شکر خدا
کآشکار از بر ما رفت و نهان آمد باز
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که افرادی که هدفهای خاص و نادرستی دارند، دیگر نمیتوانند در گفتگوها به شیوهای صادقانه عمل کنند. سپاسگزارم از خداوند که حقیقتی که در گذشته بهوضوح نمایان بود، اکنون به شکلی پنهان و کمتر قابل دسترسی شده است.
بس مسافر که ازان کوی ره کعبه گرفت
کعبه را دید و به آن کوی روان آمد باز
هوش مصنوعی: بسیاری از مسافران هستند که از آن کوچه به سمت کعبه رفتهاند، کعبه را دیدهاند و دوباره به آن کوچه بازگشتهاند.
گفت در هند حسن گفته جامی چو شنید
کز عدم خسرو شیرین سخنان آمد باز
هوش مصنوعی: در هند، کسی به نام حسن، از جامی یاد کرد و خبر داد که از دنیای عدم، خسرو و شیرین با کلمات زیبا به سخن آمدهاند.

جامی