شمارهٔ ۲۵۴
عمر بگذشت و رخت سیر ندیدم هرگز
گلی از باغ جمال تو نچیدم هرگز
همه جا گشتم و حال همه کس پرسیدم
چون تو بدخوی ندیدم نشنیدم هرگز
از بتان محنت بسیار کشیدم لیکن
محنتی کز تو کشیدم نکشیدم هرگز
گر بریدم ز تو از نازکی خوی تو بود
از تو یکدم به دل خود نبریدم هرگز
گرچه پروازگهم روضه حورالعین بود
از سر کوی تو آن سو نپریدم هرگز
تا به گرد مهت از غالیه خرمن دیدم
خرمن ماه به یک جو نخریدم هرگز
نامرادیست مرادم ز تو غم نیست اگر
همچو جامی به مرادی نرسیدم هرگز
اطلاعات
وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
قالب شعری: غزل
منبع اولیه: ویکیدرج
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
برگردان به زبان ساده
عمر بگذشت و رخت سیر ندیدم هرگز
گلی از باغ جمال تو نچیدم هرگز
هوش مصنوعی: زندگی من سپری شد و هیچگاه نتوانستم زیبایی تو را تجربه کنم و هرگز موفق نشدم گلی از زیبایی تو بچینم.
همه جا گشتم و حال همه کس پرسیدم
چون تو بدخوی ندیدم نشنیدم هرگز
هوش مصنوعی: در هر جا که رفتم، حال همه را جویا شدم، اما مثل تو که بدخلق باشی، نه دیدهام و نه شنیدهام.
از بتان محنت بسیار کشیدم لیکن
محنتی کز تو کشیدم نکشیدم هرگز
هوش مصنوعی: من سختیهای زیادی را از محبوبان دیگر تجربه کردهام، اما هیچ کدام به سختیای که از تو تحمل کردهام، نمیرسد.
گر بریدم ز تو از نازکی خوی تو بود
از تو یکدم به دل خود نبریدم هرگز
هوش مصنوعی: اگر از تو جدا شدم، به خاطر نازکی و لطافت خودت بود. هرگز نتوانستم در آن لحظه حتی یک لحظه هم تو را از دل خود دور کنم.
گرچه پروازگهم روضه حورالعین بود
از سر کوی تو آن سو نپریدم هرگز
هوش مصنوعی: هرچند که مشغول پرواز به بهشت و شادیهای آن هستم، اما هرگز نتوانستم از کنار تو و عشق خودم فاصله بگیرم.
تا به گرد مهت از غالیه خرمن دیدم
خرمن ماه به یک جو نخریدم هرگز
هوش مصنوعی: من به دور دورت را دیدم و مانند خوشهای از خرمن پرستاره آن را مشاهده کردم، اما هرگز نتوانستم آن زیبایی را به قیمت کمی خریداری کنم.
نامرادیست مرادم ز تو غم نیست اگر
همچو جامی به مرادی نرسیدم هرگز
هوش مصنوعی: اگرچه به خواستهام نرسیدم و خوشبختیای که میخواستهام حاصل نشد، اما ناراحت نیستم. اگر مرا از آرزوهایم دور کردهای، مانند جامی که به هدفش نرسیده، بر من گران نیست.

جامی