گنجور

شمارهٔ ۲۳۵

به من دارد دلت جنگی که دارد
بزن گو در بغل سنگی که دارد
ننوشد می جز از خون دل من
ز من دارد لبت رنگی که دارد
صدای ناله است از رگ رگ من
مغنی نغمه چنگی که دارد
جلا ندهد بجز خاکستر من
ز خونم تیغ تو رنگی که دارد
نباشد جز به ذوق آن دهان خوش
شکر در گوشه تنگی که دارد
به نام من مخوان هرگز سگت را
کزین دارد سگت ننگی که دارد
به سودای سواد نظم جامیست
صریر کلکم آهنگی که دارد

اطلاعات

وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
قالب شعری: غزل
منبع اولیه: ویکی‌درج

* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی می‌توانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

برگردان به زبان ساده

به من دارد دلت جنگی که دارد
بزن گو در بغل سنگی که دارد
هوش مصنوعی: دل تو با من در نبرد است و این کشمکش نشان‌دهنده‌ی عشق و هیجان است. به من بگو که در آغوش احساساتی که به سمت تو دارم، سنگینی آن‌ها را احساس می‌کنی.
ننوشد می جز از خون دل من
ز من دارد لبت رنگی که دارد
هوش مصنوعی: تنها به خاطر غم درونم، لب‌های تو رنگ و طعمی دارند که دارند.
صدای ناله است از رگ رگ من
مغنی نغمه چنگی که دارد
هوش مصنوعی: صدای ناله و غمی از عمق وجود من برخاسته است، مانند نغمه‌ای که از ساز چنگ بیرون می‌آید.
جلا ندهد بجز خاکستر من
ز خونم تیغ تو رنگی که دارد
هوش مصنوعی: تنها خاکستر من می‌تواند درخشش داشته باشد و تیغ تو از خون من رنگی گرفته است که جز خودم چیزی را نمی‌تاباند.
نباشد جز به ذوق آن دهان خوش
شکر در گوشه تنگی که دارد
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که شیرینی و زیبایی زندگی تنها در لذت و ذوقی است که از آن لذت می‌بریم، حتی اگر در شرایط محدود و تنگی باشیم. به بیان دیگر، حس و ذوق ما می‌تواند شرایط سخت را به تجربه‌های شیرین تبدیل کند.
به نام من مخوان هرگز سگت را
کزین دارد سگت ننگی که دارد
هوش مصنوعی: هرگز نام من را بر روی سگی نگذار، زیرا این کار باعث شرمندگی است.
به سودای سواد نظم جامیست
صریر کلکم آهنگی که دارد
هوش مصنوعی: در این دنیا، هر کسی با آرزوی دانش و فهم به سمت شعر و ادبیات می‌رود، همچنان که هریک از ما نغمه‌ای برای سرودن داریم.