شمارهٔ ۱۵۶
ساقی بیار می که گل از غنچه رو نمود
چون بگذرد بهار و پشیمان شوی چه سود
دوران گل چو دیر نپاید درین چمن
زان پیشتر که بگذرد آن زود باش زود
دل آینه ست و تفرقه روزگار زنگ
این زنگ جز به صیقل می کی توان زدود
مطرب بساز عود که ندهد خلاصیم
از پایمال غصه بجز گوشمال عود
راهی بزن که جز سر انگشت مطربان
نتوان گره ز رشته امیدها گشود
گردون نیافت بر قد یک تن لباس عیش
کان را نه از بریشم چنگ است تار و پود
جامی بساز مرهم دلها به شعر خویش
گو ریش شو ز نیش حسد سینه حسود
اطلاعات
وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
قالب شعری: غزل
منبع اولیه: ویکیدرج
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
برگردان به زبان ساده
ساقی بیار می که گل از غنچه رو نمود
چون بگذرد بهار و پشیمان شوی چه سود
هوش مصنوعی: ای ساقی، می بیاور تا گلها از غنچه بیرون بیایند. وقتی بهار بگذرد و پشیمان شوی، دیگر فایدهای ندارد.
دوران گل چو دیر نپاید درین چمن
زان پیشتر که بگذرد آن زود باش زود
هوش مصنوعی: زمانی که گلها در این باغ پایدار نمیمانند، پیش از آن که از بین بروند، بهتر است سریعاً از زیباییهایشان بهره ببریم.
دل آینه ست و تفرقه روزگار زنگ
این زنگ جز به صیقل می کی توان زدود
هوش مصنوعی: دل مانند آینهای است که تأثیرات منفی و ناهماهنگیهای زمان بر آن نشسته است. تنها با تلاش و کوشش میتوان این زنگارها را زدود و آن را دوباره درخشان کرد.
مطرب بساز عود که ندهد خلاصیم
از پایمال غصه بجز گوشمال عود
هوش مصنوعی: آوازخوان، عود را به صدا درآور که تنها راه رهایی ما از غم و اندوه، گوش زد شدن به صدای عود است و هیچ چیز دیگری ما را از این درد رها نمیکند.
راهی بزن که جز سر انگشت مطربان
نتوان گره ز رشته امیدها گشود
هوش مصنوعی: مسیر را به گونهای انتخاب کن که تنها با تجربه و مهارت موزیسنها بتوان گرههای امید را باز کرد.
گردون نیافت بر قد یک تن لباس عیش
کان را نه از بریشم چنگ است تار و پود
هوش مصنوعی: آسمان برای یک نفر لباس شادی نیافرید، زیرا این شادی نه از جنس ابریشم است و نه میتواند به سادگی بافته شود.
جامی بساز مرهم دلها به شعر خویش
گو ریش شو ز نیش حسد سینه حسود
هوش مصنوعی: برای دلهای دردمند، شعری بساز که مثل مرهم عمل کند و بر زخمهای ناشی از حسادت و کینه تو را ریشریش کند.