گنجور

شمارهٔ ۷

زد به رفتار خوش قدت ره ما
رفع الله قدره ابدا
تو همایی و نیست ظل همای
جز دو زلف تو دام ظلهما
گر کند غنچه با تو دعوی لطف
بر دهانش زند نسیم صبا
دیده هر دیده ام جدا دردی
تا ز روی تو مانده اند جدا
تو بلای خدایی و خلقی
به دعا خواهد این بلا ز خدا
آینه از تو رخ نمی تابد
به تو دارند روی اهل صفا
هر که درهای نظم جامی دید
گفت لله در ناظمها

اطلاعات

وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
قالب شعری: غزل
منبع اولیه: ویکی‌درج

* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی می‌توانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

برگردان به زبان ساده

زد به رفتار خوش قدت ره ما
رفع الله قدره ابدا
هوش مصنوعی: از رفتار زیبا و قد بلند تو، راه ما روشن می‌شود و خداوند قدر و منزلت تو را همواره بالا می‌برد.
تو همایی و نیست ظل همای
جز دو زلف تو دام ظلهما
هوش مصنوعی: تو همان کسی هستی که سایه‌ای جز دو زلف تو وجود ندارد.
گر کند غنچه با تو دعوی لطف
بر دهانش زند نسیم صبا
هوش مصنوعی: اگر غنچه بخواهد با تو از زیبایی‌اش سخن بگوید، نسیم صبا بر لبانش می‌وزد.
دیده هر دیده ام جدا دردی
تا ز روی تو مانده اند جدا
هوش مصنوعی: هر نگاهی که به تو کرده‌ام، در دل آن یک درد و غم وجود دارد که به خاطر زیبایی تو هنوز در آنجا باقی مانده است.
تو بلای خدایی و خلقی
به دعا خواهد این بلا ز خدا
هوش مصنوعی: تو عذاب و آزمایش الهی هستی و مردم از خداوند درخواست می‌کنند که این آزمایش را برطرف کند.
آینه از تو رخ نمی تابد
به تو دارند روی اهل صفا
هوش مصنوعی: اگر آینه به تو نمی‌تابد، بدان که دارندگان صفای دل، روشنایی و زیبایی تو را می‌بینند.
هر که درهای نظم جامی دید
گفت لله در ناظمها
هوش مصنوعی: هر کسی که زیبایی و هنرمندی در نظم و شعر را مشاهده کرد، به ستایش و قدردانی از آن پرداخت.