شمارهٔ ۵۵
زنجیر چو آنزلف پراکنده نباشد
خورشید چو آنعارض رخشنده نباشد
خورشید که باشد که ترا بنده نباشد
زنجیر چو آنزلف سرافکنده نباشد
روزی که تو برگرد گلت طره فشانی
خورشید که باشد که ترا بنده نباشد
وانجا که نهی ناوک غمزه بکمان در
مه کیست که از تو سپر افکنده نباشد
پیش لب خندان تو گل گرچه بخندد
خود داند کان خنده چو این خنده نباشد
زینگونه بخون ریختن اردست بر آری
ترسم که دگر سال کسی زنده نباشد
زین حسن مشو غره که بازار گل سرخ
بس تیز بود لیکن پاینده نباشد
ببرید سرزلف و سزا کرد و بگفتم
ما را مکش ایزلف که فرخنده نباشد
اطلاعات
وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
قالب شعری: غزل
منبع اولیه: ویکیدرج
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
برگردان به زبان ساده
زنجیر چو آنزلف پراکنده نباشد
خورشید چو آنعارض رخشنده نباشد
هوش مصنوعی: اگر زنجیر به هم نپیچد و پراکنده باشد، مانند این است که خورشید نیز درخشان و تابان نخواهد بود.
خورشید که باشد که ترا بنده نباشد
زنجیر چو آنزلف سرافکنده نباشد
هوش مصنوعی: آفتاب که در بالای سر است، چگونه ممکن است تو به بندگی آن عادت نکنید، وقتی که آن زلف پریشان در باد به حالتی نیست؟
روزی که تو برگرد گلت طره فشانی
خورشید که باشد که ترا بنده نباشد
هوش مصنوعی: روزیکه تو برگردی، زیبایی و درخشش تو مانند تابش خورشید خواهد بود و در آن روز، کسی نخواهد بود که تو را نبیند و به ستایش تو نپردازد.
وانجا که نهی ناوک غمزه بکمان در
مه کیست که از تو سپر افکنده نباشد
هوش مصنوعی: در جایی که تیرِ نگاه فریبندهای از سوی تو رها میشود، چه کسی است که از تو به دور مانده و خود را محافظت نکرده باشد؟
پیش لب خندان تو گل گرچه بخندد
خود داند کان خنده چو این خنده نباشد
هوش مصنوعی: هرچند گل در حضور لبخند تو لبخند بزند، اما خود میداند که این خنده مانند خندهی تو نیست.
زینگونه بخون ریختن اردست بر آری
ترسم که دگر سال کسی زنده نباشد
هوش مصنوعی: از این نوع کشتار و خونریزی، نگرانم که شاید در سال آینده، کسی زنده نماند.
زین حسن مشو غره که بازار گل سرخ
بس تیز بود لیکن پاینده نباشد
هوش مصنوعی: به زیبایی و جذابیت نبوید که گلهای سرخ در بازار زیبایی بسیار زودگذرند و دوام ندارند.
ببرید سرزلف و سزا کرد و بگفتم
ما را مکش ایزلف که فرخنده نباشد
هوش مصنوعی: زلف تو را بریدند و سزاوار بود، اما من گفتم ای محبوب، مرا مres نکش، زیرا این کار خوشیمن نخواهد بود.