شمارهٔ ۵۳
نه چون رخ رنگینت گل در چمنی باشد
نه چون بر سیمینت برگ سمنی باشد
روی تو و نام گل نی نی چه حدیثست این
لعل تو و یاد من این خود سخنی باشد
گفتیکه مرا خواهی غم میخورو جان می کن
غم خوردن و جان کندن کار چو منی باشد
زان مهر که بنمودی یکذره نمیبینم
مهرتو بسان صبح خود دم زدنی باشد
گفتم بدهی بوسه آخر من مسکین را
گفتی که دهم آری تا کم دهنی باشد
دل گشت مرا دشمن خود را چه نگه دارم
زان خصم که او با من در پیرهنی باشد
اطلاعات
وزن: مفعول مفاعیلن مفعول مفاعیلن (هزج مثمن اخرب)
قالب شعری: غزل
منبع اولیه: ویکیدرج
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
برگردان به زبان ساده
نه چون رخ رنگینت گل در چمنی باشد
نه چون بر سیمینت برگ سمنی باشد
هوش مصنوعی: ظاهر زیبا و دلربایت مانند گلهای رنگارنگ در یک چمن نیست و همچنین به مانند برگهای سبز درخت سیب نخواهد بود.
روی تو و نام گل نی نی چه حدیثست این
لعل تو و یاد من این خود سخنی باشد
هوش مصنوعی: این بیت به زیبایی و ارزش وجود تو و نام گل اشاره دارد. وجود تو و یاد تو به قدری با اهمیت و زیباست که هر داستان و سخنی دربارهاش میتواند جذاب و دلانگیز باشد.
گفتیکه مرا خواهی غم میخورو جان می کن
غم خوردن و جان کندن کار چو منی باشد
هوش مصنوعی: اگر از من میخواهی که غم بخورم و جان بکنم، بدان که غم خوردن و سختی کشیدن برای کسی مانند من نیست.
زان مهر که بنمودی یکذره نمیبینم
مهرتو بسان صبح خود دم زدنی باشد
هوش مصنوعی: از زمانی که کمی از محبت تو را به من نشان دادی، دیگر هیچ نشانهای از آن محبت نمیبینم. محبت تو مانند صبح زود، ناگهان نمایان میشود و میرود.
گفتم بدهی بوسه آخر من مسکین را
گفتی که دهم آری تا کم دهنی باشد
هوش مصنوعی: به او گفتم که آخرین بوسهام را به من بده، اما او جواب داد که حاضرم این کار را بکنم، اما تنها زمانی که دهنم کمتر صحبت کند.
دل گشت مرا دشمن خود را چه نگه دارم
زان خصم که او با من در پیرهنی باشد
هوش مصنوعی: دل من با دشمن خودم درگیر شده است، چه فایدهای دارد که بخواهم او را نگه دارم در حالی که او با من در یک لباس است و نمیتوانم به راحتی از او جدا شوم؟