گنجور

شمارهٔ ۵۲

پشتم ز غم فراق خم دارد
رویم ز سرشک دیده نم دارد
من عشق ترا نهفته چون دارم
کم آب دودیده متهم دارد
در زیر گلیم چون توان زد طبل
کاندر همه عالمم علم دارد
رویم زغمت برنگ که گشتست
بر تو بدوجو تراچه غم دارد
چون من بود و زمن بترحقا
درویش که یار محتشم دارد
وصل تو هزار وعده ام دادست
آری نه ازین متاع کم دارد
با دلبر می ز جام زر نوشد
چون نرگس هر که شش درم دارد

اطلاعات

وزن: مفعول مفاعلن مفاعیلن (هزج مسدس اخرب مقبوض)
قالب شعری: غزل
منبع اولیه: ویکی‌درج

* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی می‌توانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

برگردان به زبان ساده

پشتم ز غم فراق خم دارد
رویم ز سرشک دیده نم دارد
هوش مصنوعی: پشت من از درد جدایی خم شده و چهره‌ام به خاطر اشک‌های چشمم نمناک است.
من عشق ترا نهفته چون دارم
کم آب دودیده متهم دارد
هوش مصنوعی: عشق تو را در دل پنهان کرده‌ام، مانند چشمی که به دلیل کمبود آب، گناهکار به نظر می‌رسد.
در زیر گلیم چون توان زد طبل
کاندر همه عالمم علم دارد
هوش مصنوعی: اگر در زیر این گلیم طبل بزنم، همه جا می‌دانند که من چه دانشی دارم.
رویم زغمت برنگ که گشتست
بر تو بدوجو تراچه غم دارد
هوش مصنوعی: دلم نمی‌خواهد به خاطر غم تو به چهره‌ام نشان دهم که چقدر غمگین هستم، زیرا تو خودت در حال حاضر دچار درد و غم هستی.
چون من بود و زمن بترحقا
درویش که یار محتشم دارد
هوش مصنوعی: وقتی من هستم و از خودم فراتر می‌روم، در واقع درویش واقعی کسی است که یار باارزشی دارد.
وصل تو هزار وعده ام دادست
آری نه ازین متاع کم دارد
هوش مصنوعی: به تو وعده‌های زیادی داده‌اند که به وصالت برسم، اما این موضوع تنها وعده‌ای نیست که از ارزش بالایی برخوردار است.
با دلبر می ز جام زر نوشد
چون نرگس هر که شش درم دارد
هوش مصنوعی: هر کسی که شش درهم دارد، می‌تواند با محبوب خود از جام زرین بنوشد، مانند نرگسی که در کنار گل می‌روید.