شمارهٔ ۷۳ - در وصف بنا و مدح خواجه رکن الدین
ای خورده کوب سقفت ایوان چرخ اطلس
خم گشته زیر طاقت نه طارم مقرنس
ای درجوار قدرت این چنبر مدور
وی در حریم جاهت این عالم مسدس
حیرت زده زحسنت این قبه مزخرف
عاجز شده زنقشت این گلشن مقرنس
از نقش دلگشایت گوی زمین منقش
وزعکس شمسه هایت روی هوا مشمس
ای سایه لطیفت بر سطح سقف مینا
وی پایه رفیعت بر سقف چرخ اطلس
ماه سپهر دین را از ذروه تو مطلع
شاخ گل طرب را در ساحت تو مغرس
از بوسها زمینت چون آسمان مجدرد
وزاستلام خاکت چون سطح آب املس
گر رازچرخ خواهی از طرف بام بشنو
ور سر غیب خواهی از رای خواجه بررس
خورشید دین و دنیا کانبخش رکن دین کوست
از نقصها منزه وز عیب ها مقدس
صدری که از بزرگی وزرفعت مناصب
جائی رسیده کانجا هرگز قدم نزد کس
گردون مگر بنامش زرمیزند از ان ماند
دینار ماه و خورشید اندر ازل مکاس
دربدو آفرینش چون عقل دید دستش
گفت این بوجه روزی تا حشر خلق را بس
ابر ار ز بحر طبعش بر خاک قطره پاشد
نرگس نروید اعمی سوسن نزاید اخرس
برجیس روز حکمش صف نعال بگزید
خورشید گفت برخیزاین نیست جا یهرخس
بردرگه جلالش نتوان رسید هرگز
اینهرزه گرد گردون هرزه چه میدودبس
باد این بنای عالی فهرست عزورفعت
واوراق عمر دشمن برکنده و مدرس
هر دیده کان گشاد ست آسیب چشم بدرا
بادا در آن تصرف منقارهای کرکس
شمارهٔ ۷۲ - در مدح خواجه بهاء الدین: ای ترا بخت ندیم آمده دولت دمسازشمارهٔ ۷۴ - درمدح رکن الدین مسعود: در آمد ازدرم آنشمع بررخان آتش
اطلاعات
وزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب)
قالب شعری: قصیده
منبع اولیه: ویکیدرج
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
برگردان به زبان ساده
ای خورده کوب سقفت ایوان چرخ اطلس
خم گشته زیر طاقت نه طارم مقرنس
هوش مصنوعی: ای سقف ایوان آسمان، که مانند پارچهای اطلس زیر فشار سنگینی تاب برداشتهای، نه به قدری مقاوم هستی که بتوانی طاق را نگهداری.
ای درجوار قدرت این چنبر مدور
وی در حریم جاهت این عالم مسدس
هوش مصنوعی: اینجا در سایه قدرت تو، این دایره بستهای وجود دارد و در قلمرو بزرگی تو، این جهان به شکل ششگوش درآمده است.
حیرت زده زحسنت این قبه مزخرف
عاجز شده زنقشت این گلشن مقرنس
هوش مصنوعی: حیرت زده از زیباییت، این مکان زیبا در برابر آن، ناتوان مانده و جلوهگری این باغ فرحبخش، چنان است که شگفتیام را برانگیخته است.
از نقش دلگشایت گوی زمین منقش
وزعکس شمسه هایت روی هوا مشمس
هوش مصنوعی: از زیباییهای دلانگیز تو، زمین زیبا و دلنشین شده و در آسمان نیز با تابش نور تو، روشن و درخشان است.
ای سایه لطیفت بر سطح سقف مینا
وی پایه رفیعت بر سقف چرخ اطلس
هوش مصنوعی: ای سایه نرم و دلنشین تو بر روی سطح زیبای مینا، و ای پایه بلند و استوار تو بر آسمان آبی و پرستاره.
ماه سپهر دین را از ذروه تو مطلع
شاخ گل طرب را در ساحت تو مغرس
هوش مصنوعی: ماه آسمان دین از اوج تو روشن است و شاخ گل خوشحالی در سرزمین تو کاشته شده است.
از بوسها زمینت چون آسمان مجدرد
وزاستلام خاکت چون سطح آب املس
هوش مصنوعی: زمین تو از بوسهها مانند آسمان صاف و بینقص است، و خاک تو مانند سطح آب صاف و زلال میباشد.
گر رازچرخ خواهی از طرف بام بشنو
ور سر غیب خواهی از رای خواجه بررس
هوش مصنوعی: اگر میخواهی از اسرار جهان باخبر شوی، از بالای بام گوش فرا بده و اگر کنجکاوی دربارهی امور پنهانی داری، به رأی و نظر بزرگمردان توجه کن.
خورشید دین و دنیا کانبخش رکن دین کوست
از نقصها منزه وز عیب ها مقدس
هوش مصنوعی: خورشید دین و دنیا، منبع و سرچشمهای است که رکن اساسی دین به شمار میرود و از هر نقص و عیبی پاک و مقدس است.
صدری که از بزرگی وزرفعت مناصب
جائی رسیده کانجا هرگز قدم نزد کس
هوش مصنوعی: بزرگی و مقام بالای من به جایی رسیده است که هیچ کس نمیتواند به آن قدم بگذارد.
گردون مگر بنامش زرمیزند از ان ماند
دینار ماه و خورشید اندر ازل مکاس
هوش مصنوعی: آیا آسمان به خاطر نام او زینت میگیرد؟ از آن زمان، دینار، ماه و خورشید نیز در آغاز خلقت گنجینهای هستند.
دربدو آفرینش چون عقل دید دستش
گفت این بوجه روزی تا حشر خلق را بس
هوش مصنوعی: در آغاز آفرینش، زمانی که عقل به وجود آمد، به دستش گفت که این روزی است برای تامین نیازهای بشر تا زمان قیامت.
ابر ار ز بحر طبعش بر خاک قطره پاشد
نرگس نروید اعمی سوسن نزاید اخرس
هوش مصنوعی: اگر ابر به خاطر ویژگیهای خود از دریا بر زمین قطرهای بریزد، نرگس نمیروید و سوسن زاده نمیشود، پسماندگان جایی برای رشد ندارند.
برجیس روز حکمش صف نعال بگزید
خورشید گفت برخیزاین نیست جا یهرخس
هوش مصنوعی: در این بیت، اشاره به یک روز خاص است که در آن خداوند یا قدرتی بزرگ، تصمیمی میگیرد. به نوعی، نشانهای از برتری خورشید و عدم مناسب بودن مکان برای یک چهره خاص و زیبا وجود دارد. در اینجا، خورشید به گونهای از شخصیتی نام میبرد که باید از جای خود برخیزد، زیرا زمان و مکان برای او مناسب نیست. این نشاندهنده مفهوم تقدیر و موقعیتهای خاص در زندگی است.
بردرگه جلالش نتوان رسید هرگز
اینهرزه گرد گردون هرزه چه میدودبس
هوش مصنوعی: هرگز نمیتوان به عظمت و جلال او رسید، این گردشگر بیهدف در دنیا چه هدفی دارد که به جستوجو میپردازد.
باد این بنای عالی فهرست عزورفعت
واوراق عمر دشمن برکنده و مدرس
هوش مصنوعی: باد، این ساختار بلند و زیبا را به نمایش گذاشته است و عمر دشمنان را مثل ورقهای کاغذی از هم گسسته و پراکنده کرده است.
هر دیده کان گشاد ست آسیب چشم بدرا
بادا در آن تصرف منقارهای کرکس
هوش مصنوعی: هر چشمی که به جایی باز شده و دچار آسیب و بدبینی و حسادت شده است، باید مراقب باشد؛ زیرا در آنجا ممکن است پرندگان مقداری از بدن او را بخورند و تصرف کنند.