شمارهٔ ۶۹ - لغز حمام
چه گوئی چیست آن شکل مدور
که دارد خیمه با گردون برابر
چو ایوانی کشیده بر سر آب
چو خرگاهی زده بر روی آذر
هوایش روشن و آبش موافق
زمینش صافی و سقفش مصور
چوخلق عاقلان هم پاک و هم خوش
چو طبع زندگی هم گرم وهم تر
زمین او برنگ چرخ ازرق
هوای او چو جرم ماه انور
ندیده خاک او هرگز تخلخل
نگشته آب او هرگز مکدر
زآبش رشک برده آب حیوان
زحوضش شرم خورده حوض کوثر
زهر سقفش یکی ماهست رخشان
بگرد هر مهی تابان سه اختر
برهنه گشته در وی همچو در حشر
بزرگ و خرد و درویش و توانگر
زخوشی راست پنداری بهشتی است
که دوزخ هست در اجزاش مضمر
بهشتست او ازان معنی که هرگز
نه سرما اندرو بینی و نه خور
بدوزخ نیک میماند از ان روی
کز اتش میشود کارش مقرر
همه آلودگان آیند در وی
برون آیند ازو پاک و مطهر
خطا گفتم که این کعبه است لیکن
نه از بنیاد ابراهیم آذر
بلی کعبه است و جز احرام بسته
نه مؤمن اندرو آید نه کافر
تو کعبه دیده هرگز که در وی
روا نبود نماز هیچ جانور
درین کعبه خلاف آن پیاپی
مسلمان باشد و ترسا بهم در
در آن کعبه اگر سنگی سیاهست
که رو بر روی وی مالند بیمر
درین کعبه یکی سنگ سیاهست
که مالد روی زیر پایها در
فکنده اندرو سجاده بر آب
خشن پوشی سیه روئی مجدر
تو دیدی سنگ کاید بر سر آب
چو یک زنگی بآب اندر شناور
یکی لعبت درو از بهر خدمت
دو روی و ده زبان و زرد و لاغر
بشکل جدول تقویم بر وی
بسی خطهای بی پرگار و مسطر
کند مشاطگی زلف خوبان
که این صنعت شدست اورا میسر
نمیگردد ززلف دلبران سیر
هزارش ره نهادند اره برسر
بموئی کار او اویخته و او
هنوز آویخته بر موی دلبر
میان بست ازبن سی و دو دندان
برای خدمت زلف معنبر
خط شمشاد قدان دوست دارد
که اورا هم از ان اصل است مادر
کند ریش وزیر و زلف خاتون
ضعیفی دیده چونین ستمگر؟
طراز دوش او القاب شاهی
که در ملک است ثانی سکندر
سپهر تاج بخش اعظم اتابک
پناه مملکت خاقان اکبر
جوانبختی جهانبخشی که گردون
نبیند نیز چون او عدل گستر
اگر چه اصل او دریا و ابر است
هنر از خود نماید همچو گوهر
چنان کز ( یاء بیتی) کعبه نازد
بدین القاب نازد چرخ اخضر
مبارک باد این جای همایون
مربی مرا خورشید کشور
شهاب ا لدین خالص میر عادل
که عالم گردد از خلقش معطر
بوقت مکرمت لطف مجسم
بگاه تجربت عقل مصور
بروی مملکت بر خال عصمت
بدست سلطنت در گوی عنبر
دل او معدن جودست و دانش
کف او مرکز کلکست و خنجر
همه عمر ار کنم حصر معانیش
نگردد هیچ معنی زو مکرر
همیشه تا نماید تیغ زرین
همی این زرد گو زین سبز چنبر
معمر باد در این بیت معمور
ممتع باد ازین ایوان و منظر
سپهرش خاضع و بختش مساعد
جهانش بنده و ایام چاکر
شمارهٔ ۶۸ - حاجی سلام از چاکران باید باشد: زمن بخواهد حاجی سلام پرسش خویششمارهٔ ۷۰ - در مدح شهاب الدین خالص و شکایت از قحطی اصفهان: ای بر سر آمده تو ز ابنای روزگار
اطلاعات
وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
قالب شعری: قصیده
منبع اولیه: ویکیدرج
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
برگردان به زبان ساده
چه گوئی چیست آن شکل مدور
که دارد خیمه با گردون برابر
هوش مصنوعی: چه بگویم از آن شکل گردی که همچون چادر، در برابر آسمان قرار دارد؟
چو ایوانی کشیده بر سر آب
چو خرگاهی زده بر روی آذر
هوش مصنوعی: مانند ایوانی که بر روی آب ساخته شده است و همچون سایهبانی که بر روی آتش قرار گرفته است.
هوایش روشن و آبش موافق
زمینش صافی و سقفش مصور
هوش مصنوعی: آسمانش روشن و آبش سازگار، زمینش هموار و سقفش زیبا و نقاشیشده است.
چوخلق عاقلان هم پاک و هم خوش
چو طبع زندگی هم گرم وهم تر
هوش مصنوعی: وقتی که انسانهای عاقل هم پاک و هم با نشاط هستند، مانند طبع زندگی که هم پرانرژی و هم شاداب است.
زمین او برنگ چرخ ازرق
هوای او چو جرم ماه انور
هوش مصنوعی: زمین او به رنگ آبی آسمان است و هوای او مانند نور ماه درخشان و تابناک است.
ندیده خاک او هرگز تخلخل
نگشته آب او هرگز مکدر
هوش مصنوعی: خاک او هیچگاه آسیب ندیده و آب او هرگز غیرواضح و کدر نشده است.
زآبش رشک برده آب حیوان
زحوضش شرم خورده حوض کوثر
هوش مصنوعی: آب حیات به قدری شگفتانگیز و زیباست که آبهای معمولی به آن حسادت میورزند و از عظمت آن خجالت میکشند. به عبارت دیگر، زیبایی و فضیلت آن به قدری زیاد است که دیگران نمیتوانند به آن نزدیک شوند و احساس کمبود میکنند.
زهر سقفش یکی ماهست رخشان
بگرد هر مهی تابان سه اختر
هوش مصنوعی: بالای سرش مانند ماهی درخشان است و او در میان ستارهها میدرخشد، مانند مهتابهایی که بر زمین نور میافشانند.
برهنه گشته در وی همچو در حشر
بزرگ و خرد و درویش و توانگر
هوش مصنوعی: در روز قیامت، همه افراد به یکدیگر شباهت پیدا میکنند؛ به طوریکه نه تنها بزرگ و کوچک، بلکه ثروتمند و فقیر نیز در وضعیت مشابهی قرار میگیرند.
زخوشی راست پنداری بهشتی است
که دوزخ هست در اجزاش مضمر
هوش مصنوعی: این بیت به ما میگوید که گاهی شادی و خوشی ظاهری ممکن است در واقع نشانهای از مشکلات یا دردهای درونی باشد. یعنی ممکن است ظاهراً زندگی خوب و لذتبخش به نظر برسد، اما درونیترین احساسات و واقعیتها حاوی چالشها و سختیها باشند.
بهشتست او ازان معنی که هرگز
نه سرما اندرو بینی و نه خور
هوش مصنوعی: این مکان بهشتی است به خاطر این که هرگز در آنجا سرمایی نمیچشید و نه تابش آفتاب.
بدوزخ نیک میماند از ان روی
کز اتش میشود کارش مقرر
هوش مصنوعی: کسی که از آتش دوری میکند و در جهنم نمیماند، به این دلیل است که سرنوشتش با آتش مشخص نشده است.
همه آلودگان آیند در وی
برون آیند ازو پاک و مطهر
هوش مصنوعی: همه افرادی که در زندگی دچار گناه و آلودگی هستند، وقتی وارد فضایی خاص میشوند، از آنجا بیرون میآیند و پاک و پاکیزه میشوند.
خطا گفتم که این کعبه است لیکن
نه از بنیاد ابراهیم آذر
هوش مصنوعی: من اشتباه کردم که این مکان را کعبه نامیدم، اما این بنا بر اساس بنیاد ابراهیم نیست، بلکه بر اساس آتش و خرافات ساخته شده است.
بلی کعبه است و جز احرام بسته
نه مؤمن اندرو آید نه کافر
هوش مصنوعی: بله، این مکان مقدس (کعبه) است و تنها افرادی که مراسم حج را به جا آوردهاند و احرام بستهاند میتوانند به آن وارد شوند؛ نه مؤمنان دیگر و نه کافران.
تو کعبه دیده هرگز که در وی
روا نبود نماز هیچ جانور
هوش مصنوعی: تو نمیتوانی در کعبه، جایی که مقدس است، نماز بخوانی و عبادت را به جای بیاوری، زیرا در آنجا تنها انسانها میتوانند به قرب الهی برسند و هر موجود دیگری در این مکان معنایی ندارد.
درین کعبه خلاف آن پیاپی
مسلمان باشد و ترسا بهم در
هوش مصنوعی: در این کعبه، نه تنها مسلمانان پیوسته وجود دارند، بلکه مسیحیان نیز به همراهم هستند.
در آن کعبه اگر سنگی سیاهست
که رو بر روی وی مالند بیمر
هوش مصنوعی: در کعبه، اگر سنگ سیاهی وجود دارد که بر روی آن پا میگذارند و به آن میسایند، این نشاندهندهی احترامی است که به آن مکان و سنگ داده میشود، حتی اگر فقط یک سنگ باشد.
درین کعبه یکی سنگ سیاهست
که مالد روی زیر پایها در
هوش مصنوعی: در این معبد، سنگی سیاه وجود دارد که مردم بر روی آن راه میروند و به آن توجه میکنند.
فکنده اندرو سجاده بر آب
خشن پوشی سیه روئی مجدر
هوش مصنوعی: بر روی آب سجادهای پهن کردهاند و ابرهای سیاه و تیرهای در آسمان به چشم میخورد.
تو دیدی سنگ کاید بر سر آب
چو یک زنگی بآب اندر شناور
هوش مصنوعی: تو دیدی که سنگی بر روی آب مانند زنگی به آرامی در حال شناور است.
یکی لعبت درو از بهر خدمت
دو روی و ده زبان و زرد و لاغر
هوش مصنوعی: یک دختر زیبا در در بار است که به خاطر خدمت به دیگران، دو چهره و ده زبان دارد. او ظاهری زرد و لاغر دارد.
بشکل جدول تقویم بر وی
بسی خطهای بی پرگار و مسطر
هوش مصنوعی: به شکل یک جدول تقویم، خطوط زیادی بدون استفاده از پرگار و خط کش بر روی او کشیده شده است.
کند مشاطگی زلف خوبان
که این صنعت شدست اورا میسر
هوش مصنوعی: زلفهای زیبا را به گونهای بیارایند که این هنر تنها در توان اوست.
نمیگردد ززلف دلبران سیر
هزارش ره نهادند اره برسر
هوش مصنوعی: به خاطر زیبایی و جذابیت موهای معشوق، هرگز دلها سیر نمیشوند و اگر هزار بار هم در مسیر آنها حرکت کنیم، نمیتوانیم از آنها دل بکنیم.
بموئی کار او اویخته و او
هنوز آویخته بر موی دلبر
هوش مصنوعی: کس دیگری به خاطر آن معشوق مورد علاقهاش به عشق او وابسته شده و هنوز هم در حال عشق ورزیدن به اوست.
میان بست ازبن سی و دو دندان
برای خدمت زلف معنبر
هوش مصنوعی: در میان لایههای زلفی که به زیبایی ترتیب داده شده، درختی از دندانهای سی و دو وجود دارد که برای خدمت به آن زلف زیبا طراحی شده است.
خط شمشاد قدان دوست دارد
که اورا هم از ان اصل است مادر
هوش مصنوعی: دوست به قد و قامت زیبا و لاغری خود میبالد و آن را از مادری میداند که از اصل و نسب خوبی برخوردار است.
کند ریش وزیر و زلف خاتون
ضعیفی دیده چونین ستمگر؟
هوش مصنوعی: چرا وزیر ریشش را میزند و زلفهای زن ضعیف را به این وحشیگری میکشد؟
طراز دوش او القاب شاهی
که در ملک است ثانی سکندر
هوش مصنوعی: شکوه و زیبایی او به گونهای است که میتوان او را با القاب پادشاهی مقایسه کرد، مانند ملک که دومین اسکندر به شمار میرود.
سپهر تاج بخش اعظم اتابک
پناه مملکت خاقان اکبر
هوش مصنوعی: آسمان به عنوان پرچمدار مقام و مرتبه بالای اتابک، حامی کشور پادشاه بزرگ است.
جوانبختی جهانبخشی که گردون
نبیند نیز چون او عدل گستر
هوش مصنوعی: شخص خوشبخت و دارای برکت، همچون کسی است که حتی آسمان نیز او را نمیبیند و مانند او کسی نیست که به عدالت اهمیت دهد و آن را گسترش دهد.
اگر چه اصل او دریا و ابر است
هنر از خود نماید همچو گوهر
هوش مصنوعی: هرچند که منبع و ریشه او مانند دریا و ابر بینهایت است، اما هنر او مانند یک جواهر خود را به نمایش میگذارد و درخشش خاصی دارد.
چنان کز ( یاء بیتی) کعبه نازد
بدین القاب نازد چرخ اخضر
هوش مصنوعی: چنان که کعبه با زیباییها و عناوینش میبالد، آسمان آبی نیز به ناز و زیباییهایش میبالد.
مبارک باد این جای همایون
مربی مرا خورشید کشور
هوش مصنوعی: تبریک میگویم به این مکان پر ارزش که مربی من، خورشید کشور، در آن است.
شهاب ا لدین خالص میر عادل
که عالم گردد از خلقش معطر
هوش مصنوعی: شهابالدین خالص، فردی عادل است که از وجودش، مردم به علم و دانش و صفا میرسند.
بوقت مکرمت لطف مجسم
بگاه تجربت عقل مصور
هوش مصنوعی: در زمان بخشندگی، لطف و بزرگواری به شکل واضح دیده میشود و در لحظه تجربه، عقل و خرد به خوبی تجلی پیدا میکند.
بروی مملکت بر خال عصمت
بدست سلطنت در گوی عنبر
هوش مصنوعی: در سرزمین تو، با دستانی پاک و معصوم، فرمانروایی در دستان توست و بویی از عنبر در فضا پراکنده است.
دل او معدن جودست و دانش
کف او مرکز کلکست و خنجر
هوش مصنوعی: دل او پر از نیکی و generosity است و دانایی او همچون مرکزی برای نوشتن و خنجر است.
همه عمر ار کنم حصر معانیش
نگردد هیچ معنی زو مکرر
هوش مصنوعی: اگر تمام عمرم را صرف کنم تا معانی این سخن را درک کنم، هیچگاه نمیتوانم به معنای واقعی آن دست پیدا کنم، زیرا این معنا همیشه تکراری خواهد بود.
همیشه تا نماید تیغ زرین
همی این زرد گو زین سبز چنبر
هوش مصنوعی: هرگاه که تیغ زرین نمایان شود، زردی را به خاطر بیاور و از سبزی حلقه بگذری.
معمر باد در این بیت معمور
ممتع باد ازین ایوان و منظر
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که باد بهاری و خوشبو در اینجا به طرز دلپذیری میوزد و زیبایی این مکان و چهرهاش را برای همیشه حفظ میکند.
سپهرش خاضع و بختش مساعد
جهانش بنده و ایام چاکر
هوش مصنوعی: آسمانش سر به زیر است و بختش با او یار است، جهانی که در آن زندگی میکند بندهاش است و روزگار در خدمت اوست.