گنجور

شمارهٔ ۶۶ - خطاب بضیاء الدین

ضیاء دین را دعا همی گویم
همی کنم همه وقتی تنسم اخبار
زگوشت داد بدادی تو قلتبان دایم
که میدهند کنون بیست من بیکدینار
مباش از ین پس در حرص استخوان چو نسگ
نشسته بر سرپای و دو چشم کرده چهار

اطلاعات

وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
قالب شعری: قصیده
منبع اولیه: ویکی‌درج

* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی می‌توانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

برگردان به زبان ساده

ضیاء دین را دعا همی گویم
همی کنم همه وقتی تنسم اخبار
هوش مصنوعی: من همیشه به یاد ضیاء دین هستم و به او دعا می‌کنم، و هر زمانی که حالت روحم خوب باشد، از او خبر می‌گیرم.
زگوشت داد بدادی تو قلتبان دایم
که میدهند کنون بیست من بیکدینار
هوش مصنوعی: اگر تو به کسی که به تو کمک می‌کند، کمتر از آنچه که ارزش واقعی آن است، پاداش بدهی، اکنون افرادی هستند که با کمترین هزینه، چیزهای بیشتری به دست می‌آورند.
مباش از ین پس در حرص استخوان چو نسگ
نشسته بر سرپای و دو چشم کرده چهار
هوش مصنوعی: از این پس در تلاش و حرص نسبت به مال و ثروت نباش، زیرا مانند سگی که بر روی پاهای کسی نشسته و دو چشمانش را به چهار سمت دوخته، فقط به دنبال لقمه‌ای است و نمی‌بیند که در واقع چه بر او می‌گذرد.