شمارهٔ ۶۵ - خطاب بعفیف الدین
عفیف دین در ازه، دعا همیگویم
اگر چه ما را از وی گله است صد خروار
بهیچ رقعه و نامه سلام ما ننوشت
زهی درازه زن روسبی لوطی خوار
شمارهٔ ۶۴ - خطاب بمنتجب الدین: اجل منتخب الدین اوحد الفقراشمارهٔ ۶۶ - خطاب بضیاء الدین: ضیاء دین را دعا همی گویم
اطلاعات
وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
قالب شعری: قصیده
منبع اولیه: ویکیدرج
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
برگردان به زبان ساده
عفیف دین در ازه، دعا همیگویم
اگر چه ما را از وی گله است صد خروار
هوش مصنوعی: من همواره دعا میکنم، هرچند از او دلخوریم و غصههای زیادی داریم.
بهیچ رقعه و نامه سلام ما ننوشت
زهی درازه زن روسبی لوطی خوار
هوش مصنوعی: در هیچ نوشته و نامهای سلام ما را نفرستاد، وای به حال آن زنی که با ملاحظهی او به رسوایی افتاده است.