شمارهٔ ۳
چون پریشان میکند آن زلف عنبربیز را
در جهان میافکند آشوب و رستاخیز را
گر ز پیش چهره زیبا براندازد نقاب
ترسم آشوب رخش بر هم زند تبریز را
ور کند بازوی خود رنجه به خون چون منی
من نهم گردن به طاعت زخم تیغ تیز را
پیش از آن کز گریه جانم بر لب آید گو بکن
گر دوایی می کند این اشک خون آمیز را
چون به دستم نیست از پیوند او سررشته ای
می کنم با زلف او پیوند دست آویز را
یک کرشمه گو بکن با جان مشتاقان خود
تا نبیند از دو چشم عاشقان خونریز را
باد بگذشت و ز بوی دوست جانم تازه کرد
خود که گرداند عنان آن باد عنبربیز را
بر در شیرین چو فرهادش گدایی خوشتر است
از سریر پادشاهی خسرو پرویز را
تا ببینی شور مدهوشان فروخوان ای جلال!
در سماع عاشقان این شعر شورانگیز را
اطلاعات
وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
قالب شعری: غزل
منبع اولیه: سید محمدرضا شهیم
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
برگردان به زبان ساده
چون پریشان میکند آن زلف عنبربیز را
در جهان میافکند آشوب و رستاخیز را
هوش مصنوعی: زلفهای خوشبو و لطیف او به قدری جذاب و گیراست که هر جا که برود، بینظمی و طوفانی در آنجا به وجود میآورد و همه چیز را دگرگون میسازد.
گر ز پیش چهره زیبا براندازد نقاب
ترسم آشوب رخش بر هم زند تبریز را
هوش مصنوعی: اگر چهره زیبا نقابش را کنار بزند، میترسم که زیباییاش باعث اختلال در آرامش تبریز شود.
ور کند بازوی خود رنجه به خون چون منی
من نهم گردن به طاعت زخم تیغ تیز را
هوش مصنوعی: اگر مانند من، به خاطر رنج و درد به خون آغشته شوی، من هم گردن خود را به فرمانبری از زخمهای تیز و برنده میگذارم.
پیش از آن کز گریه جانم بر لب آید گو بکن
گر دوایی می کند این اشک خون آمیز را
هوش مصنوعی: قبل از آنکه از شدت گریه، جانم به لب برسد، اگر دارویی برای این اشک خونین وجود دارد، آن را به من بده.
چون به دستم نیست از پیوند او سررشته ای
می کنم با زلف او پیوند دست آویز را
هوش مصنوعی: وقتی نمیتوانم به او نزدیک شوم و رابطهام را با او حفظ کنم، پس با زلف او که به دست میآورم، رشتهای برای پیوند ایجاد میکنم.
یک کرشمه گو بکن با جان مشتاقان خود
تا نبیند از دو چشم عاشقان خونریز را
هوش مصنوعی: با نگاهی دلربا و افسونگرانه، دلهای عاشقان را شیفتهکن، تا دیگر خونریزی و عذاب را از چشمان عاشقان نبینیم.
باد بگذشت و ز بوی دوست جانم تازه کرد
خود که گرداند عنان آن باد عنبربیز را
هوش مصنوعی: باد گذشت و بوی دوست جانم را تازه کرد. خود باد که عطرش مانند عنبر است، چگونه میتواند فرمانش را بدست بگیرد؟
بر در شیرین چو فرهادش گدایی خوشتر است
از سریر پادشاهی خسرو پرویز را
هوش مصنوعی: هرچند که مقام سلطنت و قدرت را داشته باشی، اما عشق و دلدادگی به معشوق، مانند فرهاد که برای شیرین خود جان میسپرد، ارزشمندتر و لذتبخشتر است. در واقع، داشتن محبت و احساس در زندگی زیباتر از مقام و منصب است.
تا ببینی شور مدهوشان فروخوان ای جلال!
در سماع عاشقان این شعر شورانگیز را
هوش مصنوعی: برای اینکه ببینی چقدر دیوانگان شاد و مجنوناند، ای جلال! این شعر پرشور را در حال رقص و نوردیدنی عاشقان بخوان.