گنجور

شمارهٔ ۲

پیش دلسوزان درآر آن شمع بزم‌افروز را
تا بیاموزد ز جان دردمندان، سوز را
تا جهان از پرتو شمع جمالش روشن است
هیچ رونق نیست خورشید جهان‌افروز را
زخم اگر دانم که از دست بلورین وی است
در دل خود جای سازم ناوک دل دوز را
خیز تا با هم به نوروزی به صحرایی رویم
سال دیگر تا که بیند موسم نوروز را
پند می دادند و نشنیدم من شوریده بخت
نیکبخت آن کاو بگیرد پند نیک آموز را
آرزو دارم که بر وصلت شوم پیروز، لیک
کی بیابد چون منی آن طالع پیروز را
در فراقت روز، تاریک است بر چشم جلال
نزد مهجوران نباشد فرقی از شب روز را

اطلاعات

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
قالب شعری: غزل
منبع اولیه: سید محمدرضا شهیم

* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی می‌توانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

برگردان به زبان ساده

پیش دلسوزان درآر آن شمع بزم‌افروز را
تا بیاموزد ز جان دردمندان، سوز را
هوش مصنوعی: به جمع افرادی که دل‌سوز هستند، آن شمعی را که به جشن و شادی جان می‌بخشد، بیاور تا به درد دل‌های کسانی که در رنج و اندوه هستند، درس سوختن و سوزش را بدهد.
تا جهان از پرتو شمع جمالش روشن است
هیچ رونق نیست خورشید جهان‌افروز را
هوش مصنوعی: تا زمانی که نور دل‌فریب و زیبای او عالم را روشن کرده است، هیچ زیبایی و جذابیتی برای خورشید نورافشان وجود ندارد.
زخم اگر دانم که از دست بلورین وی است
در دل خود جای سازم ناوک دل دوز را
هوش مصنوعی: اگر بدانم که زخم و درد از دست شخصی با زیبایی خاص ناشی می‌شود، در دل خود این احساس را می‌پذیرم و جایگاهی برای تیر دل‌سوز او می‌سازم.
خیز تا با هم به نوروزی به صحرایی رویم
سال دیگر تا که بیند موسم نوروز را
هوش مصنوعی: برخیز تا با هم به جشن نوروز برویم و در دشت‌ها به گشت و گذار بپردازیم، تا سال آینده نوروز را دوباره ببینیم.
پند می دادند و نشنیدم من شوریده بخت
نیکبخت آن کاو بگیرد پند نیک آموز را
هوش مصنوعی: به من نصیحت می‌کردند، اما من گوش نکردم. من که بدشانس هستم، خوشبخت کسی است که به نصیحت‌های خوب گوش فرا دهد و آن‌ها را یاد بگیرد.
آرزو دارم که بر وصلت شوم پیروز، لیک
کی بیابد چون منی آن طالع پیروز را
هوش مصنوعی: آرزو دارم که در عشق تو به موفقیت برسم، اما آیا کسی به خوش‌شانسی من می‌تواند دست پیدا کند؟
در فراقت روز، تاریک است بر چشم جلال
نزد مهجوران نباشد فرقی از شب روز را
هوش مصنوعی: در نبود تو، روزها برایم همچون شب‌های تاریک و بدون روشنی هستند و برای کسانی که تنها هستند، فرقی بین روز و شب وجود ندارد.