گنجور

شمارهٔ ۲

ای جوادی که به یک بخشش دست زادۀ تست
حاصل بحر و دفین خانه کان در گرو است
دست تنگی من امروز بدان جای رسید
که به یک روزه کفافم دل و جان در گرو است
هرچه در خانۀ من بود نهادم به گرو
کوزه آب چه باشد که به نان در گرو است
به جو و کاه که الب ته از آن نیست گزیر
زین و آلت همه با تنگ و عنان در گرو است
نوکران را چه توان گفت که چون است احوال
همه را ترکش و شمشیر و کمان در گرو است
من ز بیم غُرما هیچ نیارم گفتن
چون بگویم که به صد جای زبان در گرو است
نظم کارم که ازین غصّه خراب است و تباه
به کهین فیض از آن کلک و بنان در گرو است

اطلاعات

وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
قالب شعری: قطعه
منبع اولیه: سید محمدرضا شهیم

* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی می‌توانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

برگردان به زبان ساده

ای جوادی که به یک بخشش دست زادۀ تست
حاصل بحر و دفین خانه کان در گرو است
هوش مصنوعی: ای جواد بزرگواری که با یک بخشش و کرم خود، به دستاوردهای بزرگی نائل می‌گردی و همه چیزهایی که در دنیای مادی وجود دارد، در اختیار توست.
دست تنگی من امروز بدان جای رسید
که به یک روزه کفافم دل و جان در گرو است
هوش مصنوعی: وضعیت مالی من امروز به جایی رسیده که برای تأمین معیشت، به یک روز هم نمی‌توانم بسنده کنم و دل و جانم در این وضعیت در خطر است.
هرچه در خانۀ من بود نهادم به گرو
کوزه آب چه باشد که به نان در گرو است
هوش مصنوعی: هر چیزی که در خانه‌ام داشتم را به گرو گذاشتم تا آب بیاورم، اما آیا واقعا ارزشش به اندازه نانی نیست که در مقابل آن می‌دهم؟
به جو و کاه که الب ته از آن نیست گزیر
زین و آلت همه با تنگ و عنان در گرو است
هوش مصنوعی: این جمله به این معناست که در زندگی، هیچ راه فراری از شرایط سخت و محدودیت‌ها وجود ندارد. تمام ابزارها و وسایل در اختیار ما نیز تحت کنترل و محدودیت‌های خاصی هستند، و ما همیشه در درون این چارچوب‌ها به سر می‌بریم.
نوکران را چه توان گفت که چون است احوال
همه را ترکش و شمشیر و کمان در گرو است
هوش مصنوعی: نوکران را چه می‌توان گفت درباره حال و اوضاعشان، زیرا همه آن‌ها در بند ترکش، شمشیر و کمان هستند.
من ز بیم غُرما هیچ نیارم گفتن
چون بگویم که به صد جای زبان در گرو است
هوش مصنوعی: از ترس گرما هیچ‌گاه نمی‌توانم صحبت کنم، چون وقتی بخواهم صحبت کنم، زبانم در صد جای دیگر در بند است.
نظم کارم که ازین غصّه خراب است و تباه
به کهین فیض از آن کلک و بنان در گرو است
هوش مصنوعی: حال من از این اندوه و غم و آشفتگی بسیار بد است و بی‌نظمی حاکم بر زندگی‌ام، بهتر است که از آنچه در گذشته به من رسیده، بهره ببرم؛ زیرا آن سعادت و نعمت در دستان قدرت و توانایی دیگری است.