شمارهٔ ۱ - خوش
آفتابی که بنده سرگردان
نام او را چو ذرّه در طلب است
زلف بر رخ نهاد و من گفتم
سر خورشید در کنار شب است
اطلاعات
وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
قالب شعری: قطعه
منبع اولیه: سید محمدرضا شهیم
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
برگردان به زبان ساده
آفتابی که بنده سرگردان
نام او را چو ذرّه در طلب است
هوش مصنوعی: آفتابی که من در پیاش هستم، مانند ذرهای است که در جستجوی نور و آگاهیاش سرگشته و حیران است.
زلف بر رخ نهاد و من گفتم
سر خورشید در کنار شب است
هوش مصنوعی: موهایش بر چهرهاش ریخت و من گفتم که به نظر میرسد نور خورشید در کنار تاریکی شب قرار دارد.