گنجور

شمارهٔ ۲

دوش چون آفتاب عالمتاب
رخ بپوشید در نقاب حجاب
زیر این هفت خیمه خیمه شب
بست بر چار رکن دهر طناب
بود درج زمرّدین سپهر
چون یکی حقّه پر ز گوهر ناب
من چو در سیر شارع تحقیق
اوفتادم ز فکر در تک و تاب
درِ هفت آسمان چو باز گشود
بر دل من مفتّح الابواب
برتر از چرخ قبّه ای دیدم
عاری از خاک و باد و آتش و آب
شرفش در سعادتش طارم
عصمتش پرده دولتش بوّاب
قدسیانش به سجده پیرامن
عرشیان را به آستانش مآب
عقل جز باب عرش ننهادست
فکر چندان که کرد در هر باب
زان گروه از یکی بپرسیدم
گفتم ار زانکه هیچ هست صواب
بازگو کاین چه جایی ست که هست
دیده عقل خیره زین اعجاب
پاسخم داد و گفت: دانی چیست؟
درگهِ خسرو سپهر جناب
داور دور شیخ ابواسحق
آنکه نازد به نام او القاب
ذوالجلالش جمال دولت و دین
کرده بر دست جبرئیل خطاب
شاکر نعمتش چه خاصّ و چه عام
داعی دولتش چه شیخ و چه شاب
ای درت کعبه ذوی الاَمال
حضرتت قبله اولوالالباب
چرخ با همّتت چه وزن آرد
همّتت هست بحر و چرخ حباب
تا زمین شد به دورت آبادان
آسمان شد ز جام غصّه خراب
با تو دعوی همسری کردند
ارض و افلاک در درنگ و شتاب
خود گواهی همی دهد حق را
معنی کلّ مدّعِ کذّاب
عدل تو سایه بر جهان افکند
زو چنان گشت دهر را اسباب
که ز عصمت نهفته می دارند
نوعروسان غنچه رخ به نقاب
مثل تو تا هزار قرن دگر
چشم گردون نبیند اندر خواب
چرخ در آرزوی دولت تست
همچو پیران در آرزوی شباب
پیش دست و دل تو از خجلت
در عرق غرق گشته بحر و سحاب
مقدم عید بر تو میمون باد
وین چنین عید را هزاران یاب
دشمنان را ز رشک ساغر تو
دل پر از خون و دیده پر خوناب

اطلاعات

وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
قالب شعری: قصیده
منبع اولیه: سید محمدرضا شهیم

* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی می‌توانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

برگردان به زبان ساده

دوش چون آفتاب عالمتاب
رخ بپوشید در نقاب حجاب
هوش مصنوعی: دیروز، مانند آفتاب درخشان، صورتش را زیر پوششی از حجاب پنهان کرد.
زیر این هفت خیمه خیمه شب
بست بر چار رکن دهر طناب
هوش مصنوعی: زیر این هفت آسمان، شب به آرامی بر چهار پایه‌ زندگی بند می‌زند.
بود درج زمرّدین سپهر
چون یکی حقّه پر ز گوهر ناب
هوش مصنوعی: در آسمان، همچون یک نگین با ارزش و پر از جواهرات ناب، ستاره‌ها در کنار هم قرار گرفته‌اند.
من چو در سیر شارع تحقیق
اوفتادم ز فکر در تک و تاب
هوش مصنوعی: وقتی که در جستجوی حقیقت قرار گرفتم، از تفکر و تنش‌های ذهنی فاصله گرفتم.
درِ هفت آسمان چو باز گشود
بر دل من مفتّح الابواب
هوش مصنوعی: زمانی که دروازه‌های هفت آسمان به روی قلب من گشوده شد، همه راه‌ها به رویم باز شدند.
برتر از چرخ قبّه ای دیدم
عاری از خاک و باد و آتش و آب
هوش مصنوعی: من جایی را دیدم که سقفی بالاتر از آسمان دارد و از هیچ یک از عناصر طبیعی مانند خاک، باد، آتش و آب خالی است.
شرفش در سعادتش طارم
عصمتش پرده دولتش بوّاب
هوش مصنوعی: شرف او در خوشبختی‌اش نمایان است، به گونه‌ای که پاکدامنی‌اش به عنوان دربان نعمت‌ها و موفقیت‌ها عمل می‌کند.
قدسیانش به سجده پیرامن
عرشیان را به آستانش مآب
هوش مصنوعی: فرشتگان در برابر او سجده می‌کنند و سالخوردگان آسمانی به درگاه او احترام می‌گذارند.
عقل جز باب عرش ننهادست
فکر چندان که کرد در هر باب
هوش مصنوعی: عقل انسان تنها در درک و فهم مسائل بزرگ و عالی توانایی دارد و نمی‌تواند در موارد جزئی و سطحی به اندازه‌ای که در موضوعات مهم فکر کند، تفکر کند.
زان گروه از یکی بپرسیدم
گفتم ار زانکه هیچ هست صواب
هوش مصنوعی: از آن گروه از کسی پرسیدم و گفتم که اگر هیچ چیز درست است، پس چه چیزی را می‌توان درست دانست؟
بازگو کاین چه جایی ست که هست
دیده عقل خیره زین اعجاب
هوش مصنوعی: بگو اینجا چه جایی است که عقل در برابر شگفتی‌های آن متحیر شده است و نمی‌تواند چیزی ببیند.
پاسخم داد و گفت: دانی چیست؟
درگهِ خسرو سپهر جناب
هوش مصنوعی: او جوابم را داد و گفت: می‌دانی کجاست؟ درگاه بزرگ شاه آسمان.
داور دور شیخ ابواسحق
آنکه نازد به نام او القاب
هوش مصنوعی: داور دور، شیخ ابواسحق است که به نام او افتخار می‌کند و لقب‌های مختلفی به او داده‌اند.
ذوالجلالش جمال دولت و دین
کرده بر دست جبرئیل خطاب
هوش مصنوعی: زیبایی و عظمت حق، به لطف و رحمت خداوند بر عهده جبرئیل قرار داده شده است.
شاکر نعمتش چه خاصّ و چه عام
داعی دولتش چه شیخ و چه شاب
هوش مصنوعی: شکرگزاری از نعمت‌های خداوند، هم برای افراد خاص و هم برای همگان لازم است. دعوت به نعمت‌های الهی برای همه، چه بزرگ‌ترها و چه جوان‌ترها، برقرار است.
ای درت کعبه ذوی الاَمال
حضرتت قبله اولوالالباب
هوش مصنوعی: ای در تو، کعبه‌ی آرزوهای بزرگ، و رهبری تو، قبله‌ی خردمندان است.
چرخ با همّتت چه وزن آرد
همّتت هست بحر و چرخ حباب
هوش مصنوعی: اگر با اراده و تلاش خود پیش بروی، می‌توانی بر مشکلات فائق آید. اراده تو به اندازه یک دریاست، در حالی که چرخ زندگی تنها حبابی در آن است.
تا زمین شد به دورت آبادان
آسمان شد ز جام غصّه خراب
هوش مصنوعی: تا وقتی که دور تو سرزمین آباد و خرمی وجود دارد، آسمان نیز تحت تأثیر غم و ناراحتی قرار گرفته و ویران می‌شود.
با تو دعوی همسری کردند
ارض و افلاک در درنگ و شتاب
هوش مصنوعی: زمین و آسمان در فقدان تو، همواره در حال بحث و جدل هستند که آیا تو سزاوار همسری با آنها هستی یا نه، در حالی که گاهی به آرامی و گاهی با شتاب این موضوع را بررسی می‌کنند.
خود گواهی همی دهد حق را
معنی کلّ مدّعِ کذّاب
هوش مصنوعی: این بیت به این مفهوم اشاره دارد که خود حقیقت به وضوح نشان می‌دهد که حقایق واقعی در برابر ادعاهای دروغین، خود به خود آشکار می‌شوند. به عبارت دیگر، واقعیت‌ها به شکلی روشن وجود دارند که می‌توانند ادعاهای نادرست را رد کنند.
عدل تو سایه بر جهان افکند
زو چنان گشت دهر را اسباب
هوش مصنوعی: عدالت تو به مانند سایه‌ای بر جهان افتاده است، به گونه‌ای که تمام وسایل و امکانات زمانه تحت تأثیر آن قرار گرفته‌اند.
که ز عصمت نهفته می دارند
نوعروسان غنچه رخ به نقاب
هوش مصنوعی: عروس‌ها با شرم و حیا چهره‌های خود را می‌پوشانند تا پاکی و معصومیتشان را حفظ کنند.
مثل تو تا هزار قرن دگر
چشم گردون نبیند اندر خواب
هوش مصنوعی: هیچ کس همچون تو را حتی در خواب هم در طول هزار سال آینده نخواهد دید.
چرخ در آرزوی دولت تست
همچو پیران در آرزوی شباب
هوش مصنوعی: زمانه همیشه در پی بهبود و دستیابی به موفقیت‌های بزرگ توست، همان‌طور که افراد سالخورده در آرزوی جوانی و نشاط هستند.
پیش دست و دل تو از خجلت
در عرق غرق گشته بحر و سحاب
هوش مصنوعی: به خاطر شرم و حیا، دست و دل تو در حالت عرق‌ریزی غرق شده‌اند، مانند دریایی که با ابرها پر شده است.
مقدم عید بر تو میمون باد
وین چنین عید را هزاران یاب
هوش مصنوعی: عید پیش‌رو برای تو خوشایند باشد و این عید را برای تو هزاران بار مبارک باد.
دشمنان را ز رشک ساغر تو
دل پر از خون و دیده پر خوناب
هوش مصنوعی: دشمنان به خاطر زیبایی و جذابیت تو، دلشان پر از حسادت و چشمانشان پر از اشک است.