گنجور

شمارهٔ ۶

کدام درد که ننهاد بر دلم گردون
کدام غم که نخوردم من از زمانه دون
کدام حسرت و جوری ندیده ام به جهان
کزان ستم رخ جان را نکرده ام گلگون
کدام سرو سهی کاو نرفت از چشمم
که در فراق نپالوده ام ز مژگان خون
چه کرده ام من بیچاره کم جزا اینست
مگر ز بخت بدست این و طالع وارون
برفت لیلی خوش منظرم ز دیده از آن
شدم ز درد فراقش بدین صفت مجنون
کسی که افعی هجرانش زخم بر دل زد
گمان مبر که شفا یابد از هزار افسون
به آب دیده تصوّر که آتش دل من
فرو نشیند لیکن همی شود افزون
به روی چون زر من اشک سیم می بینی
مگر که غافلی ای جان من ز ریش درون
جهان بسوخت در این درد و بر جهان دل خلق
که چون به سر برد آخر درین مصیبت چون
جواب داد که چونم که کس مباد چو من
نه روزگار و نه دلدار و تن ذلیل و زبون
ولی امید به بخشایش خدا دارم
که آورد تنم از آتش گنه بیرون

اطلاعات

وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
قالب شعری: غزل/قصیده/قطعه
منبع اولیه: چکامه

* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی می‌توانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

برگردان به زبان ساده

کدام درد که ننهاد بر دلم گردون
کدام غم که نخوردم من از زمانه دون
هوش مصنوعی: کدام دردی هست که بر دلم نیفتاده و کدام غمی است که از زندگی پست تجربه نکرده‌ام؟
کدام حسرت و جوری ندیده ام به جهان
کزان ستم رخ جان را نکرده ام گلگون
هوش مصنوعی: در زندگی، چه حسرت‌ها و چه مصیبت‌هایی را که تجربه نکرده‌ام! اما هیچ‌گاه نتوانسته‌ام چهره‌ام را به خاطر این ستم‌ها رنگین و پر از غم کنم.
کدام سرو سهی کاو نرفت از چشمم
که در فراق نپالوده ام ز مژگان خون
هوش مصنوعی: آیا کسی را می‌شناسی که از ذهنم کنار برود؟ من آنقدر در غم دوری‌اش دلم شکسته که از چشمانم اشک‌ها و خون جاری شده است.
چه کرده ام من بیچاره کم جزا اینست
مگر ز بخت بدست این و طالع وارون
هوش مصنوعی: من چه گناهی کرده‌ام که اینقدر بی‌پاداش مانده‌ام؟ آیا این فقط از بدبختی من است یا از سرنوشت شومم؟
برفت لیلی خوش منظرم ز دیده از آن
شدم ز درد فراقش بدین صفت مجنون
هوش مصنوعی: لیلی زیبا و خوش‌چهره از نظرم دور شد و به همین خاطر از درد جدایی‌اش به وضعیتی رسیدم که مانند مجنون شده‌ام.
کسی که افعی هجرانش زخم بر دل زد
گمان مبر که شفا یابد از هزار افسون
هوش مصنوعی: کسی که از جدایی محبوبش دلی شکسته و زخم خورده دارد، این را نپندار که با هزار روش جادو و افسون بتواند بهبود بیابد.
به آب دیده تصوّر که آتش دل من
فرو نشیند لیکن همی شود افزون
هوش مصنوعی: با اشک‌های چشمم خیال می‌کنم که آتش دل من خاموش شود، اما هرچه بیشتر اشک می‌ریزم، این آتش بیشتر شعله‌ور می‌شود.
به روی چون زر من اشک سیم می بینی
مگر که غافلی ای جان من ز ریش درون
هوش مصنوعی: بر روی من اشک‌هایی به رنگ نقره‌ای می‌بینی، مگر اینکه غافل باشی از دردهایی که درونی دارم.
جهان بسوخت در این درد و بر جهان دل خلق
که چون به سر برد آخر درین مصیبت چون
هوش مصنوعی: دنیا در این درد به آتش کشیده شد و دل مردم برای یکدیگر سوخت. زیرا در پایان این مصیبت، چه بر سرشان خواهد آمد.
جواب داد که چونم که کس مباد چو من
نه روزگار و نه دلدار و تن ذلیل و زبون
هوش مصنوعی: او پاسخ داد که من چه حالتی دارم وقتی که مثل من نه زمانه‌ی خوشی دارم و نه محبوبی، و جسمم نیز ناتوان و ضعیف است.
ولی امید به بخشایش خدا دارم
که آورد تنم از آتش گنه بیرون
هوش مصنوعی: من امیدوارم که خدا مرا ببخشد و به این ترتیب، از عذاب گناهانم نجات یابم.