گنجور

شمارهٔ ۱۱

ای که از عدل تو در ملک جهان
در میان میش و گرگ است آشتی
این روا باشد که در ملک دلم
شحنه جور و جفا بگماشتی
خود نمی گویی که از درج وصال
مهر مهر من چرا برداشتی
شاد و خندان با وصال دیگری
در غم هجران مرا بگذاشتی
عاقبت به زین توقع داشتم
آنچنان کاوّل مرا می داشتی

اطلاعات

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
قالب شعری: قطعه
منبع اولیه: چکامه

* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی می‌توانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

برگردان به زبان ساده

ای که از عدل تو در ملک جهان
در میان میش و گرگ است آشتی
هوش مصنوعی: ای کسی که به خاطر عدالت تو در این جهان، میان میش و گرگ صلح و آرامش برقرار است.
این روا باشد که در ملک دلم
شحنه جور و جفا بگماشتی
هوش مصنوعی: این درست نیست که در قلب من، مظهر ظلم و ستم پادشاهی کند.
خود نمی گویی که از درج وصال
مهر مهر من چرا برداشتی
هوش مصنوعی: چرا خودت نمی‌گویی که چرا عشق و محبت من را از زندگی‌ات حذف کرده‌ای؟
شاد و خندان با وصال دیگری
در غم هجران مرا بگذاشتی
هوش مصنوعی: با خوشحالی و خندان به عشق دیگری پیوستی و مرا در غم جدایی رها کردی.
عاقبت به زین توقع داشتم
آنچنان کاوّل مرا می داشتی
هوش مصنوعی: سرانجام به آن چیزی که توقع داشتم رسیدم، همان‌طور که تو در ابتدا مرا می‌گذاشتی.