شمارهٔ ۱۰
کدام لطف که در شأن ما نکرد ایزد
به صد زبان نتوانم که شکر آن گویم
اگر نه در دل من یاد او بود شب و روز
ز دل نفور شدم دست ازو فرو شویم
به هرکه درنگرم لطف او همی بینم
مراد خویش همان به بود کزو جویم
اطلاعات
وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
قالب شعری: قطعه
منبع اولیه: چکامه
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
برگردان به زبان ساده
کدام لطف که در شأن ما نکرد ایزد
به صد زبان نتوانم که شکر آن گویم
هوش مصنوعی: کدام نعمت است که خداوند برای ما نداشته و من به هزار زبان نمیتوانم شکرگزاری کنم؟
اگر نه در دل من یاد او بود شب و روز
ز دل نفور شدم دست ازو فرو شویم
هوش مصنوعی: اگر در دل من یاد او نبود، روز و شب از عشقش دور میشدم و از دل خود به نفرت نسبت به او میرسیدم.
به هرکه درنگرم لطف او همی بینم
مراد خویش همان به بود کزو جویم
هوش مصنوعی: هر کسی را که نگاه میکنم، محبت او را میبینم. درواقع، خواسته من همین است که از او طلب کنم.