شمارهٔ ۷
ز دل کردی فراموشم تو یارا
مگر عادت چنین باشد شما را؟
ز شوق نقطهٔ خالت چو پرگار
چرا سرگشته میداری تو ما را
بترس از آه زار دردمندان
که تأثیری بود بی شک دعا را
طبیب من تویی رنجور عشقم
به جان و دل همی جویم دوا را
به درد دل گرفتارم ولیکن
به درمان میدهی ما را مدارا
بگو کی غم خورد سلطان حسنش؟
به لب گر جان رسد هر دم گدا را
ندارد مهربانی آن ستمگر
مگر دارد دلی از سنگ خارا؟
اگر در راه عشقش خاک گردم
بگو آخر چه نقصان کیمیا را؟
جهان پیشم ندارد اعتباری
که با کس کی به سر برد او وفا را؟
اطلاعات
وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
قالب شعری: غزل
منبع اولیه: چکامه
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
برگردان به زبان ساده
ز دل کردی فراموشم تو یارا
مگر عادت چنین باشد شما را؟
هوش مصنوعی: آیا تو به راحتی میتوانی مرا فراموش کنی، یا این برای تو عادی شده است؟
ز شوق نقطهٔ خالت چو پرگار
چرا سرگشته میداری تو ما را
هوش مصنوعی: از شوق و علاقه به خال تو، چرا مثل پرگاری سرگردان و حیران ما را نگهداشتهای؟
بترس از آه زار دردمندان
که تأثیری بود بی شک دعا را
هوش مصنوعی: از ناله و آه کسانی که در درد و رنج هستند بترس، زیرا این نالهها تأثیر مستقیمی بر دعا و درخواستهای ما دارند.
طبیب من تویی رنجور عشقم
به جان و دل همی جویم دوا را
هوش مصنوعی: ای طبیب من، من که عاشق و بیمار عشق تو هستم، به جان و دل به دنبال درمانی برای دردهایم میگردم.
به درد دل گرفتارم ولیکن
به درمان میدهی ما را مدارا
هوش مصنوعی: من در غم و دردهای خود به شدت گرفتارم، اما تو با مهربانی و صبوری به ما کمک میکنی تا از این مشکلات عبور کنیم.
بگو کی غم خورد سلطان حسنش؟
به لب گر جان رسد هر دم گدا را
هوش مصنوعی: بگو چه کسی نگران حال سلطان حسنش است؟ آیا هر لحظه که جان به لبش میرسد، نیازمند کمک یک گدا است؟
ندارد مهربانی آن ستمگر
مگر دارد دلی از سنگ خارا؟
هوش مصنوعی: مهربانی از آن ستمگر برنمیآید، مگر اینکه دلش سخت و غیرقابل نفوذ باشد.
اگر در راه عشقش خاک گردم
بگو آخر چه نقصان کیمیا را؟
هوش مصنوعی: اگر در مسیر عشقش به خاک و خاکستر تبدیل شوم، پس بگو که چه چیزی از کیمیا کم خواهد شد؟
جهان پیشم ندارد اعتباری
که با کس کی به سر برد او وفا را؟
هوش مصنوعی: این جهان برای من ارزش زیادی ندارد، چون هیچکس در زندگیاش به وفاداری و صداقت نمیرسد.