شمارهٔ ۱۵ - مزاح با یکی از وزیران
وزیرا از مبارک بیضه ات دور
مرا امروز گشته بیضه رنجور
یکی چون پُر ز باد و دَرد گشته
ز جُفت خود به صورت فَرد گشته
نمی دانم چه بادی در سر اوست
که با جفتش نگنجد در یکی پوست
چنان از باد و دم سرشار گشته
که پنداری سپه سالار گشته
بباید بند کردن پیکر او
که تا بیرون رود باد از سرِ او
اگر داری به جعبه بیضه بندی
کز آنها داشتی زین پیش چندی
یکی را از برای بنده بفرست
برای بنده شرمنده بفرست
که از لطف تو گردد بیضه ام چاق
به صِحَّت جُفت و از علت شود طاق
کنی از بیضه ام گر دست گیری
الهی علت بیضه نگیری
کمال السلطنه با آن کمالات
شده اندر عِلاج بیضه ام مات
وَرم با آنهمه دارو و مرهم
به قدر مویی از تخمم نشد کم
ز بس روغن به تخم بنده مالید
کمال السلطنه بر تخم من رید
دو مَه دستش به تخم من بُوَد بند
نیارد دل ز دست افتاده برکَند
گُمانِ من چنین باشد که عمدا
تَعَلُل می نماید در مداوا
نمی خواهد که گردد بیضه ام خرد
چنان دانم که خواهد بیضه ام خورد!
و یا تا پر شود از بیضه مُشتش
از این رو دوست می دارد دُرشتش
شمارهٔ ۱۴ - جواب به خردهگیر: شنیدم یاوهگویی هرزهپوییشمارهٔ ۱۶ - بر سنگ مزار: ای نکویان که در این دنیایید
اطلاعات
وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
قالب شعری: مثنوی
منبع اولیه: همراهان گنجور
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
برگردان به زبان ساده
وزیرا از مبارک بیضه ات دور
مرا امروز گشته بیضه رنجور
هوش مصنوعی: از دلیری و شجاعت تو دور شدم، امروز حالتی زار و رنجور دارم.
یکی چون پُر ز باد و دَرد گشته
ز جُفت خود به صورت فَرد گشته
هوش مصنوعی: کسی که به خاطر درد و مشکلاتی که از طرف شریکش به او رسیده، از همسرش جدا شده و حالا تنها و مجزاست.
نمی دانم چه بادی در سر اوست
که با جفتش نگنجد در یکی پوست
هوش مصنوعی: نمیدانم چه حال و هوایی در او وجود دارد که نمیتواند با همسرش در یک جا جای بگیرد.
چنان از باد و دم سرشار گشته
که پنداری سپه سالار گشته
هوش مصنوعی: به قدری از انرژی و هیجان پر شده که گویی فرمانده و رهبر لشکری شده است.
بباید بند کردن پیکر او
که تا بیرون رود باد از سرِ او
هوش مصنوعی: باید او را به گونهای محکم نگه داشت تا باد از سرش خارج شود.
اگر داری به جعبه بیضه بندی
کز آنها داشتی زین پیش چندی
هوش مصنوعی: اگر در گذشته تجربهای از مشکلاتی در جعبه بیضههایت داشتهای، حالا باید با احتیاط بیشتری به آن موضوع بپردازی و از آن درس بگیری.
یکی را از برای بنده بفرست
برای بنده شرمنده بفرست
هوش مصنوعی: برای من کسی را بفرست که شرمندهام کند.
که از لطف تو گردد بیضه ام چاق
به صِحَّت جُفت و از علت شود طاق
هوش مصنوعی: من از محبت تو برکت میگیرم و به سلامتی و تندرستی میرسم، و از درد و رنج دور میشوم.
کنی از بیضه ام گر دست گیری
الهی علت بیضه نگیری
هوش مصنوعی: اگر با دستت به بیضهام آسیب برسانی، ای خدا، تو هیچ دلیلی برای آسیب زدن نخواهی داشت.
کمال السلطنه با آن کمالات
شده اندر عِلاج بیضه ام مات
هوش مصنوعی: به خاطر ویژگیها و خوبیهایی که دارد، در درمان مسألهای که برای من پیش آمده، من را درمان کرده است.
وَرم با آنهمه دارو و مرهم
به قدر مویی از تخمم نشد کم
هوش مصنوعی: با وجود تمام داروها و درمانها، هیچ مقدار کمی از آنچه که دارم کاهش نیافت.
ز بس روغن به تخم بنده مالید
کمال السلطنه بر تخم من رید
هوش مصنوعی: بسیاری از چربیها و خوشگذرانیها به من رسیده است که دیگر هیچ چیزی از من باقی نمانده و به زندگیام آسیب زده است.
دو مَه دستش به تخم من بُوَد بند
نیارد دل ز دست افتاده برکَند
هوش مصنوعی: اگر دو ماه به دستش باشد، دل از دستم جدا نخواهد شد و نمیتواند من را رها کند.
گُمانِ من چنین باشد که عمدا
تَعَلُل می نماید در مداوا
هوش مصنوعی: من فکر میکنم که او عمدی در به تأخیر انداختن درمانش دارد.
نمی خواهد که گردد بیضه ام خرد
چنان دانم که خواهد بیضه ام خورد!
هوش مصنوعی: نمیخواهم که چیزی را از دست بدهم؛ چون میدانم که به زودی چیز دیگری را از دست میدهم!
و یا تا پر شود از بیضه مُشتش
از این رو دوست می دارد دُرشتش
هوش مصنوعی: او به خاطر دوست داشتنِ خشنش، از این که مشت او پر از بیضه شود، شاد میشود.